هم اندیشی
این جانب مژگان افضلیان سرگروه پایه اول

شاغل در دبستان ملک یک می باشم.

امیدوارم با نظرات سازنده خود  مرا یاری

کنید .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 17:54  توسط یاور کلاس اول  | 

آزمونی برای تشخیص کودکان بیش فعال

خیلی از پدر و مادرها فکر می‌کنند اگر فرزندشان جنب و جوش زیادی داشته و بازیگوش باشد، حتمابیش‌فعال است...

 

اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی، مشکل بسیاری از کودکان و البته نگرانی بسیاری از والدین است.

 

بعضی از والدین برعکس، حتی شیطنت و خرابکاری مفرط کودکشان را جدی نمی‌گیرند و آن را به حساب تیزهوشی و کنجکاو بودن او می‌گذارند.

 

این آزمون به شما کمک می‌کند دریابید فرزندتان به مشکل بیش‌فعالی و کم‌توجهی دچار است یا نه.

 

هنگام جواب دادن به سوال‌های زیر، این نکته‌ها را در نظر داشته باشید:

 

• سن فرزندتان را در نظر بگیرید.

 

• رفتار فرزندتان را در 6 ماه گذشته ملاک پاسخ دادن قرار دهید.

 

• توجه کنید که این آزمون به تنهایی نباید ملاک تشخیص یا درمان یک کودک باشد.

 

گزاره‌های زیر را بخوانید و برای هریک، یکی از گزینه‌های روبه‌رو را انتخاب کنید (امتیاز هریک از گزینه‌ها در مقابل آنها نوشته شده) و در نهایت، مجموع امتیازهایتان را حساب کنید و تفسیر آزمون را بخوانید.

 

قسمت اول:

 

1) فرزندتان به جزییات توجه نمی‌کند یا در انجام تکالیف مدرسه‌اش اشتباه‌های ناشی از بی‌دقتی دارد؟

 

2) به سختی می‌تواند توجهش را حین انجام یک کار و تا پایان آن حفظ کند؟

 

3) وقتی مستقیما با او صحبت می‌کنید، به نظر می‌رسد گوش نمی‌دهد؟

 

4) باوجود داشتن میل باطنی به انجام کارها و فهمیدن دستوراتی که به او داده می‌شود، به دستورات درست عمل نمی‌كند و نمی‌تواند کاری را به پایان برساند؟

 

5) به دشواری می‌تواند به وظایف و فعالیت‌هایش نظم دهد؟

 

6) کارهایی که به تلاش مداوم ذهنی نیاز دارند، دوست ندارد و از انجام آنها طفره می‌رود؟

 

7) وسایل لازم برای انجام کارها یا تکالیفش را گم می‌کند؟ (مداد، کتاب، اسباب بازی و ...)

 

8) صداها یا محرک‌های دیگر به آسانی حواسش را پرت می‌کنند؟

 

9) در فعالیت‌های روزانه‌اش فراموشکار است؟

 

10) با دست‌هایش ور می‌رود یا پاهایش را تکان می‌دهد و وقتی نشسته، سر جایش وول می‌خورد و می‌لولد؟

 

11) مواقعی که لازم است سر جایش بنشیند، صندلی را ترک می‌کند؟

 

12) مواقعی که لازم است سر جایش بنشیند، بیش از حد به دور و اطراف می‌دود و از صندلی‌ها بالا می‌رود؟

 

13) انجام بازی‌های بی‌سر و صدا برایش دشوار است؟

 

14) تمام روز در حال حرکت است، انگار در بدنش موتور کار گذاشته‌اند؟

 

15) بیش از حد حرف می‌زند؟

 

16) وقتی از او سوال می‌پرسید، قبل از اینکه سوال تمام شود، با عجله جواب می‌دهد؟

 

17) رعایت نوبت برایش دشوار است؟

 

18) وسط حرف دیگران یا کار آنها می‌پرد؟

 

19) با بزرگسالان بحث می‌کند؟

 

20) از کوره در می‌رود؟

 

21) آگاهانه از خواسته‌ها و قوانین بزرگسالان سرپیچی می‌کند؟

 

22) عمدا دیگران را اذیت می‌کند؟

 

23) دیگران را مسوول خطاها یا بدرفتاری‌های خود می‌داند؟

 

24) حساس است و به سادگی از دیگران می‌رنجد؟

 

25) عصبانی یا بی‌میل است؟

 

26) كینه‌توز است و دوست دارد تلافی کند؟

 

27) قلدری می‌کند، دیگران را تهدید می‌کند یا می‌ترساند؟

 

28) کتک‌کاری به راه می‌اندازد؟

 

29) برای فرار از کارهایی که باید انجام دهد، یا خلاص شدن از دردسر، دروغ می‌گوید و دیگران را گول می‌زند؟

 

30) از مدرسه فرار می‌کند؟

 

31) دیگران را آزار فیزیکی می‌دهد؟

 

32) اشیا ارزشمند دزدیده است؟

 

33) عمدا وسایل دیگران را خراب می‌کند؟

 

34) اشیایی را به کار برده که می‌توانند صدمه جدی ایجاد کنند. (چاقو، چوب، آجر، اسلحه)

 

35) حیوانات را آزار می‌دهد؟

 

36) عمدا آتش روشن می‌كند که خرابی به بار بیاورد؟

 

37) بی‌اجازه وارد خانه یا محل کار یا ماشین کسی می‌شود؟

 

38) شب بدون اجازه از منزل بیرون می‌ماند؟

 

39) شبانه از منزل فرار کرده است؟

 

40) کسی را مورد سوءاستفاده جنسی قرار داده است؟

 

41) مضطرب، هراسان یا نگران است؟

 

42) به خاطر احتمال خطا، از امتحان چیزهای جدید می‌ترسد؟

 

43) احساس بی‌ارزشی یا حقارت می‌کند؟

 

44) به دلیل بروز مشکلات، خودش را سرزنش و احساس تقصیر می‌كند؟

 

45) احساس تنهایی می‌کند و حس می‌کند کسی او را نمی‌خواهد و دوست ندارد. می‌گوید: «کسی من را دوست ندارد.»

 

46) ناراحت، غصه‌دار یا افسرده است؟

 

47) نگران رفتار و ظاهر خود است و همیشه خجالت می‌کشد؟

 

تفسیر آزمون

 

اگر شما هم فکر می‌کنید فرزندتان بیش‌فعال است، این آزمون به شما کمک می‌کند تا این حدستان را ارزیابی کنید، اما دقت داشته باشید که این آزمون به تنهایی نمی‌تواند و نباید ملاک تشخیص قرار گیرد. همچنین پاسخ مثبت به یک یا چند سوال نشانه وجود مشکل نیست. برای تفسیر نمره‌های آزمون به نکته‌های زیر توجه کنید:

 

• الف) اگر بین سوال‌های 1 تا 9 حداقل به 6 سوال پاسخ «اغلب» یا «تقریبا همیشه» داده‌اید و در بین سوال‌های 48 تا 55 حداقل یك پاسخ «مشکل اندکی دارد» یا «مشکل جدی دارد» دارید، احتمالا كودكتان با اختلال کم‌توجهی روبروست.

 

• ب) اگر در بین سوال‌های 10 تا 18 حداقل به 6 سوال پاسخ «اغلب» یا «تقریبا همیشه» داده‌اید و در بین سوال‌های 48 تا 55 حداقل یک پاسخ « مشکل اندکی دارد» یا «مشکل جدی دارد» داشته‌اید، احتمالا فرزندتان با اختلال بیش‌فعالی روبرواست.

 

• ج) اگر هر دو نتیجه «الف» و «ب» را از آزمون گرفته‌اید، احتمالا كودكتان با اختلال بیش‌فعالی و کم‌توجهی (ADHD) روبراست.

 

قسمت دوم:

 

عملکرد کودک

 

48) عملکرد کلی فرزندتان در مدرسه چگونه است؟

 

49) خواندن فرزندتان چگونه است؟

 

50) نوشتن فرزندتان چگونه است؟

 

51) ریاضی فرزندتان چگونه است؟

 

52) ارتباط او با والدینش چطور است؟

 

53) ارتباط او با خواهر و برادرش چطور است؟

 

54) ارتباط او با همسالانش چطور است؟

 

55) مشارکت او در فعالیت‌های جمعی (مانند بازی‌های تیمی) چگونه است؟

 

چه می‌توان کرد؟

 

اگر نتایج الف، ب، یا ج گرفته‌اید، حتما فرزندتان را نزد یک روان‌پزشک یا روان‌شناس ببرید. تشخیص اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی (ADHD) به این سادگی‌ها نیست. حتی بعد از انجام این آزمون نیز نمی‌توان به تشخیص قطعی رسید، بنابراین بهتر است قبل از اینکه هرگونه برچسبی به فرزندتان بزنید، برای ملاقات با یک روان‌پزشک یا روان‌شناس برنامه‌ریزی کنید. بدون مشورت با روان‌پزشک در مورد وضعیت فرزندتان تصمیم نگیرید و به خصوص در حضور کودک در مورد بیش‌فعالی حرفی نزنید.

منبع : Salamat.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 12:41  توسط یاور کلاس اول  | 

غذاهایی كه بچه ها را آرام می‌كنند

بیش فعالی یك اختلال رفتاری شایع است كه حدود 8 تا 10 درصد از كودكان پیش دبستانی به آن مبتلا هستند.

احتمال ابتلا به این اختلال در پسران 3 برابر بیشتر از دختران است، اما علت این تفاوت هنوز ناشناخته است.

مطالعات فراوانی روی نقش عوامل تغذیه ای در ایجاد بیش فعالی كودكان انجام شده است كه نتایج برخی از آنها را مرور می‌كنیم.

ماهی

اسید‌های چرب ضروری

برخی از اسیدهای چرب كه در بدن ساخته نمی‌شوند، ولی در حفظ سلامت انسان نقش حیاتی به عهده دارند، اسیدهای چرب ضروری نامیده می‌ شوند. اسیدهای چرب ضروری عبارتند از: اسیدهای چرب امگا-3 ، امگا-6 و آراشیدونیك.

مغز انسان حدود  6درصد چربی دارد كه اسیدهای چرب امگا-3 سهم بیشتری را به خود اختصاص داده است. یكی از نقش‌های مهم اسیدهای چرب ضروری، ارتباط و انتقال بین سلول‌های مغز است. اسید چرب امگا -3 كه برای رشد و عملكرد مغز ضروری است ممكن است رفتار، حافظه و كمبود‌های رفتاری و شخصیتی را بهبود بخشد.

یافته‌های مطالعات نشان داده است كودكان مبتلا به بیش‌فعالی دارای سطح پایین تری از اسیدهای چرب ضروری هستند كه در نتیجه مشكلاتی در یادگیری، رفتار، خواب و عملكرد ایمنی آنان ایجاد می‌ كند؛ به طوری كه در پسران 6 تا 12 ساله كه دارای سطح پایین اسیدهای چرب امگا-3 بودند، مشكلات كم خوابی بیشتری دیده شده است.

بهترین منبع اسید‌های چرب امگا -3 ، ماهی‌های آزاد مثل سالمون، ساردین، میگو و شاه ماهی است و منابع اسید‌های چرب امگا-6، كنجد ، تخمه كدو تنبل و تخمه آفتابگردان هستند. دیگر منابع اسید‌های چرب ضروری (امگا- 3 و امگا- 6 ) آجیل‌ها، لوبیای سویا ، روغن بادام زمینی و روغن زیتون است.

روی

مطالعات یافته‌های مختلف ارتباط بین كمبود روی و بیش فعالی را نشان داده است، به طوری كه سطح سِرُمی‌ روی در كودكان مبتلا به بیش فعالی به طور قابل توجهی پایین تر از كودكان طبیعی بوده است.كمبود روی در كودكان مشكلاتی از قبیل خشونت، كج خلقی، گریه‌های زیاد، بیزاری و نفرت و ناتوانی در تمركز را ایجاد می‌ كند.

گوشت، ماكیان،‌ شیر و محصولات لبنی 80 درصد كل میزان روی غذایی را تشكیل می‌ دهند. سایر گوشت‌ها، جگر، پنیر، غلات سبوس دار، لوبیای خشك، مغزها و محصولات سویا نیز منابع نسبتا خوب روی هستند.

كلسیم

كمبود كلسیم ممكن است بیش فعالی را به وجود آورد. بنابراین می‌ توان با تنظیم یك برنامه غذایی مناسب حاوی كلسیم نظیر شیر، پنیر، نان، بستنی، ماست، سبزیجات برگ سبز مانند كلم، برگ‌های سبز شلغم یا مكمل‌های كلسیم، این كمبود را بر طرف كرد.

شكر

یافته‌های برخی از مطالعات نشان داده اند كه مصرف شكر ممكن است سطح آدرنالین را در كودكان به میزان 10 برابر افزایش دهد. بنابراین این نتایج بیانگر ارتباط مستقیم بین ‌رفتارهای خشونت آمیز با دریافت بالای شكر است.

ویتامین‌های گروه B

كمبود ویتامین‌های گروه B در كودكان بیش فعال شایع است. نتایج یك مطالعه روی 27 كودك مبتلا به بیش فعالی نشان داد كه مصرف روزانه 200 تا 300 گرم فسفاتیدیل سرین به مدت 2 ماه منجر به بهبودی قابل توجهی -92درصد- در ظرفیت یادگیری و رفتاری آنان شده است.

منیزیم

نتایج برخی از بررسی‌ها نشان داده اند كه كمبود منیزیم در كودكان بیش فعال وجود دارد، به طوری كه با دریافت منیزیم بیش فعالی در آنان به میزان قابل توجهی كاهش یافته است.

منابع غذایی منیزیم عبارتند از : مغزها، حبوبات، غلات آسیاب نشده و نیز سبزیجات برگ تیره و شیر.

آلرژی‌های غذایی

آلرژی‌های غذایی می‌ توانند باعث بروز نشانه‌هایی از بیش فعالی شوند. از مواد غذایی که باعث آلرژی می شوند می توان شكر، شكلات،‌ تخم مرغ،گندم،‌ رنگ‌ها، طعم دهنده‌ها، ‌افزودنی‌ها و ذرت را نام برد.

اگر این مواد غذایی را تا 2 هفته حذف كنیم، بعد از 2 هفته هر 2روز در میان می‌ توانیم به غذای كودك هر كدام را اضافه كنیم. به‌وسیله حذف كردن این مواد از برنامه غذایی و بازگرداندن آن بعد از مدتی می‌ توانید تشخیص دهید كه آیا كودكتان نشانه‌هایی از بیش فعالی دارد یا خیر؟

البته باید گفت که در حال حاضر حذف این مواد از برنامه غذایی كودكان آسان نیست، زیرا به راحتی در دسترس كودكان است.

توصیه‌های تغذیه ای برای كودكان مبتلا به بیش فعالی

- رژیم كم شكر، پرهیز از خوردن قندهای ساده و شیرینی‌ها

- استفاده بیشتر از پروتئین‌ها مثل مرغ، تخم مرغ، گوشت قرمز

- حذف یا كاهش مواد غذایی آلرژی زا مثل: بادام زمینی، شكلات، پنیر، شكر، گندم، ‌سویا، گیلاس، آلبالو، توت فرنگی، كشمش، ‌نوشابه‌ها، هلو، آلو، پرتقال، بیسكویت، سیب، توت، گوجه فرنگی، خیار، آدامس، سس، آب لیمو، كنسروها، مربا، ترشی، كمپوت‌ها، قهوه و چای .

- درمان كمبودهای تغذیه ای و استفاده از مكمل‌های غذایی

- حذف یا كاهش افزودنی‌های خوراكی و رنگ‌های مصنوعی مثل : بادام بو داده ، ادویه‌های معطر ، آب نبات‌ها، كیك‌ها، دسرها، غلات صبحانه و نوشابه‌ها

- استفاده از منابع غذایی حاوی امگا- 3 مانند ماهی ،‌ روغن زیتون و گردو در برنامه غذایی روزانه

- استفاده از میوه و سبزی تازه

- حذف غذاهای سرخ شده

- محدودیت مصرف فرآورده‌های لبنی

- حذف كاكائو، شكلات‌های حاوی قهوه و نسكافه،‌ نوشابه‌های رنگی، چیپس و پفك

- افزایش مصرف آب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 10:17  توسط یاور کلاس اول  | 



كودكان بيش ‌فعال‌ چه نوع رفتارهايي دارند؟

ـ ناتواني از يك‌جا نشستن و بي‌قراري در لحظه‌هايي كه بايد آرام بنشيند

ـ قطع پي‌درپي گفت‌وگو و مكالمه‌ي بزرگ‌ترها

ـ انجام رفتارها و اعمالي كه به آن‌ها كارهاي نسنجيده ‌مي‌گوييم

‌ـ پاسخ دادن به سؤال، پيش از آن‌كه جمله‌ي سؤال‌كننده به پايان برسد 

‌ـ بي‌صبري و بي‌تحملي شديد به‌نحوي كه هر آن‌چه طلب كرد، بايد در همان لحظه نيز آن را دريافت كند

‌ـ ناتواني در پي‌گيري مطلب‌ها به‌نحوي كه بيشتر كارها را در ميانه رها مي‌كند

‌ـ بي‌توجهي به نتيجه‌ي عملي كه از او سر‌مي‌زند

‌ـ ناتواني در كنترل احساس‌ها، فکرها و کارها

‌ـ پرحرفي‌ به‌خصوص در كلاس درس‌

‌ـ مدام در حال حركت و جنب‌و‌جوش بودن

‌ـ بي‌صبري و نداشتن تحمل براي ايستادن در صف و رعايت نوبت

‌ـ عصبي و حساس بودن و مرتب پايين و بالا پريدن

‌ـ هل دادن بقيه‌ي کودکان هنگامي كه قرار است در صف و با آرامش بايستد

- برهم زدن بازي بقيه‌ي هم‌كلاسي‌ها و دخالت بي‌مورد در كار آنان

‌ـ انجام تكليف‌هاي مدرسه بدون توجه و دقت لازم

‌ـ به‌اصطلاح «قاپيدن» وسايل و اسباب‌بازي‌هاي کودکان ديگر

‌ـ بي‌توجهي به قوانين و مقررات وضع‌شده در كلاس يا مدرسه

‌ـ نداشتن مهارت‌هاي لازم در برقراري ارتباط‌هاي اجتماعي با ديگران

‌ـ گم‌كردن وسايل شخصي بر اثر بي‌مبالاتي و بي‌دقتي

‌ـ از اين شاخه به آن شاخه پريدن در زماني كه بايد توجه خود را بر موضوعي متمركز كند و يا درباره‌ي آن موضوع به‌دقت صحبت كند

براي تشخيص اين بيماري، انجام آزمايش‌هاي پزشكي از نوع بينايي و شنوايي‌سنجي، آزمايش خون و بررسي مسائل ارثي و تاريخچه‌ي زندگي پدر‌ و ‌مادر، نوع زايمان و تولد او، ضربه‌هاي احتمالي مغزي، جراحي و بي‌هوشي در زمان کودکي و... بايد انجام شود.

نمره‌هاي مدرسه‌ي او از ديگر نشانه‌هایی است كه به‌طور حتم بايد بررسي شود.درضمن، فراموش نكنيد كه رفتار پدر و مادران و انتظارهاي بي‌جاي آنان از كودك و دادن لقب‌ها و صفت‌هايي مانند تنبل، بي‌عرضه و... ‌مي‌تواند از عامل‌های به‌وجودآورنده‌ي اين خصيصه در كودكان باشد. امروزه اين اختلال بعد از آزمايش از سوي روان‌پزشكان، قابل معالجه است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 10:14  توسط یاور کلاس اول  | 

كودكان دیر آموز                             

رشد كودكان و نوجوانان فرایندی پیچیده و چند بعدی است كه برخی از ابعاد آن قابل سنجش و اندازه گیر هستند. یكی از مهمترین ابعاد رشد كودك، رشد هوش است كه نظیر رشد هیجانی در طی یك فرایند حساس و ظریف و از طریق تسهیلات محیطی و موهبت های فطری تحول می یابد. علاوه بر یادگیری در درون خانواده و متغیرهای فرهنگی و اجتماعی دیگر، تحصیلات رسمی كودك در مدرسه برای افزایش توان بالقوه عملكرد او در زندگی كاملاً ضروری است. كودكی كه نتواند به اندازه كافی و مناسب از آموزش رسمی مدارس استفاده كند در زندگی با مشكل مواجه خواهد شد.

خوشبختانه امروزه شناخت دقیقی از چگونگی رشد هوش و شناخت كودكان وجود دارد. نمره های 85 و بالاتر از آن در آزمونهای استاندارد هوش نشان دهنده هوش عادی هستند. نمره های كمتر از 71 نشان می دهند كه كودك با برخی از محدودیتها و عقب ماندگی ها در عملكرد هوشی خود مواجه هست.

نمره های بین 70 تا 84 نشان دهنده هوش مرزی یا دیرآموزی می باشند. واضح است كه كودكان دیرآموز بر اساس نمره آزمون هوش، جایگزینی آموزشی و روشهای آموزشی تعریف می شوند. این كودكان در عملكرد رفتارهای انطباقی ضعیف بوده و نه تنها در معرض خطر شكست تحصیلی قرار دارند بلكه از نظر بهداشت روانی نیز در مخاطره قرار دارند.

از طریق آزمونهای استاندارد، علائم و نشانه های رفتاری ، شناختی و عاطفی می توان این دانش آموزان را شناسایی نمود. این كودكان عقب مانده نیستند اما دارای ویژگی های خاصی هستند. یادگیری این كودكان دیرتر صورت می گیرد و اصطلاحاً كندآموز هستند. نمره های آنها در مدرسه ضعیف است و ممكن است در بعضی از كلاسها مردود شوند. این كودكان رفتارهایی دارند كه منعكس كننده توجه و تمركز ضعیف، تاًخیر و كندی در پاسخدهی، گرایش به سوی فعالیتهای عینی و ابتدایی، اختلاهای عمومی، بیش فعالی، تكانشی بودن، تحمل كم در برابر ناملایمات و محرومیت ها، نوسانات خلقی، عواطف ابلهانه، دلتنگی، خشم، ترس و پایین بودن اعتماد به تفس آنها می باشد. این كودكان بسیاربی تجربه به نظر می آیند. با این همه، این دانش آموزان به آسانی از سوی متخصصان و پزشكان تشخیص داده نمی شوند.

بیشتر اوقات كودكی كه دارای اختلال بیش فعالی/كمبود توجه و یا اختلال یادگیری تشخیص داده می شود دارای یك شرط اساسی هوش مرزی است كه با مشكلات شدید توجه و تمركز مشخص می شود. معمولاً مشكلات عاطفی و رفتاری نیز به مشكلات تحصیلی این كودكان اضافه می شود. تشخیص دشوار و اكثراً نادرست موجب می شود كه مداخلات به نتایج ضعیفی منجر شوند و یا گاهی اختلالات بیشتری برای كودك ایجاد كنند. مشكلات تحصیلی كودكان دیرآموز ;این كودكان بیشتر در درسهای ریاضیات و فارسی با مشكل مواجه می شوند. نتایج امتحانی آنها از سایر همكلاسانشان كمتر است. نتایج ممكن است آنقدر ضعیف باشد كه آنها را به كلاس و پایه پایینتر منتقل كنند.

كلاس اول و دوم ابتدایی برای این دانش آموزان بسیار دشوار است اما بعد از كسب مفاهیم لازم و در كلاسهای سوم و چهارم مشكلات كمتری دارند. این كودكان در كلاس اول، در شناخت و تشخیص حروف، خواندن درس و یا درك معنای چیزی كه خوانده اند مشكل دارند.بسیاری از آنها تمایلی به نوشتن دیكته نشان نمی دهند و آنهایی كه دیكته می نویسند اشتباهات زیادی مرتكب می شوند. كودكان دیرآموز اعداد را می شناسند اما در محاسبه هایی كه حاصل آنها بیشتر از 10 باشد مشكل دارند نمی توانند از 10 به 1 بشمارند و روابط و نظم حاكم بین این اعداد را درك نمی كنند.

حل مسائل ریاضی برای آنها بسیار دشوار است. در سال دوم، این كودكان برخی از مفاهیم مربوط به كودكان عادی را كسب كرده اند اما هنوز در خواندن و درك معنای متن مشكلاتی دارند. برای آنها خیلی سخت است كه جمله های ساده ای در مورد خودشان بگویند یا بنویسند.هنوز در دیكته مشكلات زیادی دارند و در حل مسائل ریاضی ضعیف هستند؛در پایان سال سوم، برخی از تواناییهای این كودكان پیشرفت قابل ملاحظه ای نشان می دهد. آنها می توانند به طور مستقل و بدون نظارت مستقیم یك متن را بنویسند و تلفظ آنها نسبت به سالهای قبل خیلی بهتر می شود. با این وجود، اول حروف و سیلابها را می خوانند و سپس آنها را به هم متصل می سازند و نمی توانند به سوالاتی كه در باره یك متن از آنها پرسیده می شود جواب دهند.

تقریباً 25% دانش آموزان دیرآموز بر عمل جمع و تفرق مسلط می شوند اما همچنان در ضرب ، تقسیم و حل مسائل ریاضی مشكل دارند. این كودكان كمتر از سایر كودكان موفق به گذراندن امتحان نهایی كلاس پنجم می شوند و احتمال ترك تحصیل در دوره راهنمایی در آنها زیاد است به طور كلی سن ذهنی این كودكان از سن ذهنی كودكان همسن كمتر است. از نظر هوش كلامی ، گنجینه لغات كمتری دارند. آنها به سختی می توانند چیزهایی را كه در تصویر می بینند بیان كنند.
این كودكان به جای آنكه اعمال و فعالیتهای یك تصویر را توصیف كنند ، چیزها را نام می برند. ظرفیت و دامنه حافظه كوتاه مدت آنها كمتر است تفكر آنها بیشتر عینی، ملموس و انعطاف ناپذیر است و كمتر قادر به بازگشت پذیری هستند. در مقایسه كردن امور با هم مشكل دارند. نمی توانند از دانش ریاضی خود در خارج از محیط مدرسه استفاده كنند. آگاهی و جهت گیری زمانی آنها ضعیف است. نقاشی های این كودكان بسیار ساده، ناپخته و با جزئیات كمتری همراه است. مهارتهای فراشناختی آنها بسیار ضعیف است. آنها نمی دانند كه چه چیزی یادگیری آنها را كاهش می دهد و چگونه می توانند یادگیری خود را افزایش دهند. یادگیری این كودكان ناقص و بسیار كند است.

دانش آموزان دیرآموز در انجام تكالیف یادگیری بسیار بی دقت عمل می كنندزیرا: توجه به درس و تكلیف را خیلی زود دست می دهند و خیلی زود به این نتیجه می رسند كه درس را خوب یاد گرفته و یا تكلیف را كامل كرده اند این كودكان تكالیف و تمرینات خود را دست كم می گیرند و زمان كافی برای یادگیری آنها اختصاص نمی دهند. زمان فیزیكی صرف شده از سوی این كودكان كمتر از سایرین نیست اما كوتاهتر از آن چیزی است كه برای توانایی یادگیری آنان مناسب باشد. هرچند دیرآموزان از چند استراتژی فراشناختی استفاده می كنند، اما یادگیری آنها مكانیكی است. آنها تلاش نمی كنند كه بین قسمتهای مختلف درسی كه یاد می گیرند یك رابطه منطقی ایجاد كنند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 11:15  توسط یاور کلاس اول  | 

 

 

تایپ از روی: مجله رشد آموزش ابتدایی شماره 6 (شماره پیاپی 99) - 

چرا از روی غلط ها چند بار بنویسیم؟!

«دفترهای املا روی میز، آماده می شویم برای املا» این جمله ای بود كه من در كلاس گفتم. بچه ها سریع دفترهای املا را از كیف بیرون آوردند و مداد به دست آماده ی نوشتن شدند. املا كه تمام شد، پشت میزم نشستم و نگاهی به انبوه دفترها انداختم. بعد اولین دفتر را برداشتم و اسم روی آن را صدا كردم. در حضور خود دانش آموز، املا را تصحیح و غلط ها را مشخص كردم. سپس نمره اش را دادم و گفتم: «از روی غلط ها چند بار بنویس.»

          راستی، تا حالا چند بار این اتفاق در كلاس شما افتاده است؟ تا به حال چند بار این جمله را تكرار كرده اید؟ «از روی غلط ها چند بنویس.» به نظر شما هدف از انجام این تكلیف چیست؟ اصلا دقت كرده اید كه این جمله فی نفسه غلط است، زیرا معنی جمله این می شود كه غلط ها را چند بار دیگر تكرار كن، نه این كه از روی شكل صحیح كلمه ای كه غلط نوشته ای، چند بار بنویس! بنابراین نوع گفتن ما اشكال دارد. از این بگذریم كه دانش آموز بعد از انجام این تكلیف، بیشتر اوقات دوباره كلمه را غلط می نویسد.

آیا تا به حال برای برطرف كردن این مشكل به راه حل دیگری فكر كرده اید؟ فكر كرده اید كه این راه كارآیی چندانی در آموزش املا ندارد؟ زیرا دانش آموز فقط چندین بار از روی كلمه می نویسد یا در واقع عكس برداری می كند، بدون این كه اشكال املایی او چه بوده است؟ چه شد كه غلط نوشت؟ در واقع، در این تكلیف، هیچ گونه فرایند ذهنی وجود ندارد.

آن روز بعد از تصحیح املاها، اشكالات املایی را بررسی كردم و تكالیف را دیدم. اما بعضی از دانش آموزان باز هم كلمه ها را غلط نوشته بودند. باید چاره ای می اندیشیدم. دست به كار شدم و جدولی را كه می بینید، برای بررسی و برطرف كردن اشكالات املایی پس از طراحی كردم و از دانش آموزان خواستم، شب قبل از كلاس املا، چنین جدولی را در صفحه ای از دفتر املای خود طراحی كنند.

شكل غلط كلمه  شكل صحیح كلمه           معنی كلمه        هم خانواده        مخالف   حروف كلمه

ضرور                 حضور                            حاضر بودن         حضرت- حاضر     غیاب     ح ض و ر

محاسن استفاده از این جدول:

1-     شكل غلط و صحیح كلمه در كنار هم، باعث می شود دانش آموز هر دو شكل را مقایسه كند و این كار او را به نوعی فراشناخت می رساند و به این ترتیب به یادگیری وی كمك می شود.

2-     هنگامی كه دانش آموز معنی كلمه را می نویسد، گنجینه ی لغات وی افزایش می یابد. از طرف دیگر، با كاربرد آن كلمه در جمله آشنا می شود.

3-     با نوشتن هم خانواده، چون حروف مشترك كلمات تكرار می شوند، دانش آموز با املای تعدادی كلمه ی دیگر آشنا می شود و این امر هنگام نوشتن املا به كمك دانش آموز می آید. مثلا هنگامی كه می خواهد كلمه ی حضور را بنویسد، اگر شك كند كدام یك از چهار شكل «ظ ض ذ ز» را باید بنویسد.

4-     اگر كلمه ای مخالف داشته باشد، مرور آن، به تثبیت یادگیری كمك می كند.

5-     با نوشتن حروف كلمه در ستون آخر جدول، در واقع از كل به جز می پردازیم؛ روش كه چند سالی است در كلاس اول مورد توجه قرار گرفته است و آموزش الفبا براساس آن انجام می شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 11:6  توسط یاور کلاس اول  | 

دیكته ی حافظه ای

یكی از روش های من برای گفتن املا در كلاسم، «دیكته ی حافظه ای» است. به این صورت كه در كلاس اول به دانش آموزان می گویم، با یك حرف غیر آخر دو كلمه بنویسند. با این عمل، به روش طولی، از ریاضی، املا و حافظه كمك می گیرم. آن ها باید آن حرف غیر آخر را در ذهن خود معنا و دایره ی لغاتشان را جست و جو كنند و دو كلمه را كه قبلا خوانده اند یا خود می شناسند، یادداشت كنند. این روش هر یك هفته در میان اجرا می شود. یعنی یك بار در هفته دیكته ی پای تخته برای آموزش لغات و یك بار هم در همان هفته دیكته ی كتبی به منظور حفظ كلمات در ذهن. هفته ی بعد، برای تثبیت معانی و حروف، دیكته ی حافظه ای گفته می شود. با این روش، دانش آموزان در سه حیطه ی آموزشی قدم برمی دارند و سرانجام با سازمان دهی یادگیری در حیطه ی روانی حركتی، به هدف های رفتاری مد نظر می رسند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 11:2  توسط یاور کلاس اول  | 

                  

درودبرشمامشتاقان

1.باسکوت زندگی کنیم.

2.بامردمان پراسترس همراه نشویم وهمواره افرادآرام راجهت دوستی انتخاب کنیم.

3.مشکلات رامسائل قابل حل بدانیم وبیشتربه راه حل بیندیشیم.

4.هرکاری را 10دقیقه زودترآغازکنیم.

5.چوفرداشودفکرفرداکنیم وهمواره درحوضچه ی اکنون شناکنیم.

6ازآنچه داریم خوشنودباشیم وبه نداشته هایاازدست داده هاحسرت نخوریم.

7.بخشنده ی گناه دیگران باشیم تاآرامش بیابیم.

8.بگذاریم دیگران ماراآرام وصبورببینندنه مضطرب ونگران ونه اندوهگین.

9.تاآنجاکه ممکن است هنگام سفررانندگی نکنید،بگذاریدازمسافرت خودلذت ببرید.

10.مودب بودن احساس خوبی به انسان می دهد.

11.تمرین نه گفتن به کسانی که نمی خواهیم درخدمتشان باشیم به ماآرامش می بخشد.

12.عبارتهای تشویش آوراستفاده نکنیم وازکلام جهت آرام کردن موقعیت خودودیگران استفاده کنیم.

13.دقایقی ازروزراساکت وآرام مراقبه وتمرکزنمائیم تاانرژی لازم راجهت انجام فعالیت های مفیدکسب نمائیم.

14.عادت کنیم که آرام وعمیق نفس بکشیم .

15.همواره جویای تغییرودگرگونی درتمامی ابعادشخصیت خودباشیم وازنوشدن نهراسیم.،

                        



+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 11:53  توسط یاور کلاس اول  | 

عالم همه محو گل رخسار حسین است ،

ذرات جهان درعجب از کار حسین است.

دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ،

یعنی که خدای توعزادار حسین است.

 

شش ماهه على به دوش بابش دادند

یک جام از آن باده نابش دادند

چون با لب تشنه حاجت آب نمود 

با تیر سه شعبه اى جوابش دادند . . .

هر سال برای تو سیه می پوشیم /

در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم

ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز /

با یاد لب تو آب را می نوشیم . . .

ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 11:47  توسط یاور کلاس اول  | 


عوامل موثر بر پرخاشگری

 رفتارهای تهاجمی یا پرخاشگرانه از شایعترین اختلالات رفتاری انسان است. براساس بررسی های انجام شده، درصد زیادی از مشکلات رفتاری کودکان تحت عناوین مختلف به پرخاشگری مربوط میشود. وجود نظریات متنوع در این مورد حاکی از پیچیدگی موضوع است.

درباره منشاء و ریشه پرخاشگری از چند مسأله باید سخن گفت...

▪ منشاء غریزی و فطری:

طفل به همراه تولد خود این حالت را دارد و آماده پرخاشگری است که جلوه آن به صورت جنگ، دفاع، نزاعهای شخصی و درگیریهای جمعی در افراد دیده میشود.

▪ منشاء اجتماعی:

گروهی از روانشناسان این حالت را ناشی از آموخته های اجتماعی و مکتسبات آن میدانند و میگویند: نارضایتی فرد از محیط و اطرافیان و عقده هایی که از پدر و مادر، مدیر، معلم و مدرسه دارد سبب پیدایش این حالت و عقده در فرد میشود.

▪ منشاء غریزی و اجتماعی:

شاید بهترین نظر این باشد که بگوییم این حالت در افراد دارای ریشه و منشاء غریزی و اجتماعی است بدین معنی که اصل آن در افراد غریزی است. در همه افراد کم و بیش به صورت آشکار و نهان وجود دارد ولی به تدریج و بر اثر اکتساب، دامنه آن گسترده خواهد شد. 

▪ کمبود توجه و عاطفه:

خصوصاً در هنگام کودکی و نیز طرد کودک از سوی والدین یا جدایی آنها که سبب احساس ناامنی در فرد میشود.

همچنین غیبت پدر یا اعتیاد والدین عاملی است در جهت تشدید رفتارهای پرخاشگرانه.

 

راه حل چیست؟

 

▪ آگاهی دادن:

این مسأله مهمی است که به دانش آموز تفهیم شود راه وصول به هدف از طریق پرخاشگری ممکن و درست نیست. داشتن زور و قدرت خوب است ولی به کار بردن آن به صورت وحشیانه امری نامطلوب است.

▪ اقدام به رشد فکری:

در موقع پرخاشگری نباید عصبانی شد و یا بر سر دانش آموزان داد کشید. این امر ممکن است اثری فوری داشته باشد ولی در دراز مدت کاری بیهوده است.

باید از جر و بحث و جار و جنجال دست کشید و از طریق ذکر داستانها و بیان مسائل حقایق و واقعیتها کوشید که سطح آگاهی و اندیشه او را بالاتر برده و او را به تدریج پخته و ورزیده سازد. 

▪ آشنا کردن به حقوق دیگران:

این ضرورت حیات است که انسانها به حقوق و وظایف خود در قبال دیگران آشنا باشند و بدانند در برابر طرف مقابل چه موضعی باید اتخاذ کنند تا این گمان برایشان پیش نیاید که پدر و مادر و احیاناً دیگران موظفند هر رفتاری که از آنها بروز کرده متحمل شوند.

▪ آگاهی به زشتی امر:

همچنان فرد باید دریابد که با پرخاشگری عمل ناپسندی را انجام داده و هرگز از زدن و ویران کردن و پرخاش خود راضی نباشد.

▪ رفع ناکامیها و محرومیتها:

از میان برداشتن این عامل خود در تعدیل این حالت دارای نقش فوق العاده و اساسی است.

▪ ایجاد محیط صمیمی:

 از طریق ایجاد روابط دوستانه و محیط صمیمانه و گرم تا حد زیادی زمینه را برای اصلاح و تعدیل او فراهم سازد و هم با ایجاد ملاحظات و رودربایستی ها زشتی و کراهت این امر را به او تفهیم کنید. 

▪ ایجاد سرگرمی و اشتغال:

بیکاری و نداشتن یک وظیفه ای که آدمی را به خود مشغول کند سبب آن خواهد شد که حوصله اش سر برود و آماده پرخاشگری شود.

▪ در صورتی که پرخاشگری ناشی از علل فیزیولوژیک باشد مراجعه به پزشک و دارو و درمان، بسیار لازم و ضروری است. بدیهی است در این شرایط صورتهای مختلف درمان قابل اعمال خواهد بود.

به طور کلی باید برای افرادی که دارای این مشکل هستند بیشتر وقت گذاشت و با یک برنامه ریزی حساب شده راه حل های مناسبی را ارائه دهیم تا هم آن فرد پرخاشگر و هم اطرافیانش بتوانند به راحتی زندگی کنند و از کنار هم بودن لذت ببرند .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 14:19  توسط یاور کلاس اول  | 


۱۵ پیشنهاد جهت جذابیت کلاس درس برای دانش آموزان :


 موارد زیر در دوره ابتدایی تا دبیرستان اعمال شده است و تاثیرات شگرفی بر دانش آموزان داشته است :

۱- به محض مشاهده علایم خستگی در دانش آموزان و حواس پرتی آنان ، جریان تدریس یا پرسش را قطع کرده و به آنها اجازه داده شود که از جای خود بلند شده ، کشش عضلانی داشته ، نفسی بکشند و دقایقی کوتاه آزاد باشند ( در این حال تحمل برخی مزه پرانی ها به هم در جلسات اول ، ضروری است و سپس عادت خواهند کرد ) ، اگر بدون توجه به خستگی دانش آموزان به تدریس یا پرسش ادامه دهیم ، در واقع کاری بیهوده و بی ثمر را دنبال خواهیم کرد .

۲- هیچگاه بدون اطلاع قبلی ، پرسش کلاسی یا امتحان کتبی برگزار نکنیم و حتی در جلسه قبل ، صفحات و نوع پرسش و حتی افرادی که از آنان پرسش شفاهی انجام می شود تلویحا" مشخص شوند و این صرفا" برای رفع حالت اضطراب دانش آموزان است ، برخی معلمان برای حالت " همیشه آماده باش بودن کلاس " توجهی به این نکته ندارند که امتحان یا پرسش بدون اطلاع قبلی ، از نظر دانش آموزان نوعی مچ گیری محسوب می شود . در رابطه با دانش آموزانی که از آنان پرسش به عمل می آید باید گفت معمولا" به سه دسته تقسیم می شوند و هر کسی تکلیف خود را خواهد دانست و در کنار آن پاسخ گویی داوطلبانه هم مد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب دانش آموزان تمایل بیشتری هم برای جواب دادن دارند و درگیری ها خیلی کمتر می شود .

حتما" قبل از تدریس درس جدید ، خلاصه مطلب قبلی برای دانش آموزان گفته شود و آنها را به هم ربط داد .

۴- اگر وقت اضافه ای در کلاس موجود بود ، نباید گذاشت دانش آموزان از سرو کول هم بالا بروند بلکه به نحوی باید آنها را تحت آموزش قرار داد به عنوان مثال صحبت و تبادل نظر در مورد مسایل اجتماعی محل سکونت ، یا وضع مدرسه و غیره ، دانش آموزان اظهار نطر در جمع را خیلی دوست دارند .

۵- طوری برنامه ریزی شده که هر جلسه با توجه به دوره تحصیلی و پایه ، حدود ۳تا۵دقیقه یک رفتار نیکو اجتماعی فردی ، و یک روایت یا حدیث مرتبط با دانش آموزان در پایان کلاس ذکر می شود . دانش آموزان آن را یاداشت می کنند این موارد حتی در کلاس ریاضی و تاریخ و غیره هم امکان پذیر است و اگر حالت اظهار نظر پیدا کند ، از آن به عنوان روش تدریس " قضاوت به شیوه حقوقی" هم استفاده می شود .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 14:17  توسط یاور کلاس اول  | 


روش های فوق العاده برای افزایش حافظه فرزندتان :

آیا می خواهید حافظه کودکتان را افزایش دهید، این کار به سادگی انجام پذیر است البته ...



کـودک و ضـعـف حافـظـه

چه کسی گفته ضعف حافظه فقط در افراد مسن پیش می‌آید؟ ضعف حافظه برای هرکسی صرف‌نظر از سن می‌تواند پیش بیاید...

متاسفانه برخلاف آنفلوآنزا و سرماخوردگی، ضعف حافظه داروی مشخصی ندارد تا شما بتوانید با مصرف آن به سرعت نتیجه دارو را ببینید و بتوانید ظرفیت حافظه‌تان را بالا ببرید. مکمل‌ها و ویتامین‌ها برای تقویت حافظه در همه داروخانه‌ها پیدا می‌شوند ولی واقعا در مورد هیچ کدام از آنها اثبات نشده که می‌توانند روی بازگشت حافظه تاثیر داشته باشند.

آیا کودکتان در به یادآوری اطلاعات مشکل دارد؟ شاید الان زمان آن است که کودکتان را مورد بررسی قرار بدهید و ببینید که چگونه می‌توانید به او کمک کنید تا بتواند حافظه‌اش را تقویت کند.

خیلی تاسف‌بار است وقتی ضعف حافظه کوتاه‌مدت در بچه‌ای اتفاق می‌افتد که در اغلب اوقات اجتناب‌ناپذیر است ولی خبر خوب این است راه‌هایی وجود دارد که شما می‌توانید حافظه کودکتان را پرورش دهید.

بازی فکری

واضح است که بچه‌ها بازی کردن را دوست دارند. هر نوع از بازی‌ آنها را جذب می‌کند. بنابراین از این خصوصیت بچه‌ها استفاده کنید و بازی‌های فکری بدون محدودیت با آنها انجام دهید.

بازی‌های فکری و پازل‌ها، بازی‌هایی هستند که این فرصت را به بچه‌ها می‌دهند تا آنها فکر کنند و استراتژی‌هایی را طراحی کنند. به این ترتیب،‌ مغز آنها اجازه پیدا می‌کند تا فعالیت داشته باشد و از این رو کودک این توانایی را پیدا می‌کند که در آینده به ظرفیت بالاتری از حافظه دست یابد. ولی تنها بازی‌های فکری و پازل‌ها کافی نیستند.

نشاط روحی‌روانی
این فرصت را به بچه‌هایتان بدهید تا از نظر روحی و روانی هم فعالیت داشته باشند. روحی مرده و غیرفعال جلوی پیشرفت پروسه بازیابی و ذخیره‌یابی اطلاعات را می‌گیرد.

بازی در زمین

بردن بچه‌ها به زمین‌های بازی به صورت متناوب و مستمر به آنها کمک می‌کند تا فعالیت فیزیکی و جسمی داشته باشند.

بچه‌ای که دچار نوعی کمبود ارتباط با دنیای اطراف و بیرون باشد سست و بی‌حال خواهد شد. وقتی بچه بیرون برده می‌شود تمایل پیدا خواهد کرد تا چیزهای جدیدی کشف کند و این کار باعث می‌شود روح و روان او به فعالیت واداشته شود.

بچه در محیط بیرون و زمین‌های بازی تصورش و تخیلات‌اش را به کار می‌اندازد. او یاد می‌گیرد، چگونه تاب بخورد، یاد می‌گیرد چگونه باید از سرسره پایین بیاید و... . شاید کارهایی که او می‌کند به نظرتان خالی از نکته بیاید ولی وقتی از نزدیک به کارهای او دقت کنید متوجه خواهید شد این فعالیت‌های ساده به او اجازه می‌دهند تا او قدرت فکری و روانی خودش را با دنبال کردن کشفیات جدید ناشناخته‌ها تقویت كند.

نمایش و گسترش توانایی عقلی
مردم اغلب به تلویزیون به چشم یک اختراع بد نگاه می‌کنند ولی نمایش‌هایی که در استودیوها ضبط شده می‌توانند باعث گسترش توانایی عقلانی بچه‌ها شوند که شامل قدرت به یادآوری نیز می‌شود. نوع خاصی از نمایش‌ها می‌تواند به بالا بردن سطح حافظه بچه‌ها کمک کند. البته کارتون‌ها در این زمینه تاثیر زیادی نخواهند داشت.

همه این نظریه‌ها می‌توانند به فرزند شما کمک کنند تا حافظه‌اش در مسیر درستی تقویت شود. اگر این مشکل را نادیده بگیرید و این شانس را به بچه‌تان بدهید که با همین مشکل ادامه دهد در آینده فرزندی خواهید داشت که باید درد ضعف حافظه را تحمل کند در حالی که فقط ۷ سال دارد.
 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 14:15  توسط یاور کلاس اول  | 

آشنایی با پنج ماده غذایی برای تقویت هوش کودکان

محققان  به این نتیجه دست یافتند که مصرف پنج ماده غذایی می‌تواند باعث افزایش هوش کودکان شود.

اولین ماده غذایی ماهی سالمون "ماهی آزاد"  است. این ماهی منبع غنی از پروتئین و اسیدهای چرب چون امگا 3 است. این مواد می‌توانند سیستم عصبی را تقویت کنند.

دومین ماده غذایی سیب زمینی شیرین است. بهتر است ابتدا سیب‌زمینی را به ورقه‌های نازک بریده و با دارچین آن را دودی کنید. این ماده غذایی سرشار از آنتی‌اکسیدان و ویتامین آ است و می‌تواند با فعال کردن عصب‌ها، قدرت تفکر را بالا ببرد.

تخم مرغ سومین ماده غذایی است. بهتر است روز را با تهیه املت خوشمزه با تخم‌مرغ‌های تازه آغاز کنید. تخم مرغ‌های خانگی منبع غنی از چولاین که باعث گسترش فعالیت مغزی و حافظه می‌شود، هستند و برای کودکان بسیار مفید است. چولاین نوعی ویتامین حلال در آب بوده و جزو گروه ویتامین‌های ب است.

توت فرنگی و قره قاط نیز جزو چهارمین مواد غذایی مفید و مغذی برای کودکان هستند. شما می‌توانید با مخلوط کردن این میوه‌ها با ماست، یک دسر خوشمزه برای کودکان تهیه کنید. این میوه‌ها سرشار از آنتی اکسیدان هستند که ادراک، حافظه و ارتباط ذهنی را در کودک تقویت کرده و باعث رشد فکری و قدرت تمرکز می‌شود.

پنجمین ماده مغذی برای کودکان، حبوبات است. حبوباتی چون لوبیا چیتی، لوبیا قرمز، عدس، لپه و سایر حبوبات منبع غنی از اسیدهای چرب امگا 3 هستند که باعث خون‌سازی در رگ‌ها و تقویت سلول‌های عصبی می‌شوند و از آن‌ها می‌توانید در سالاد، سوپ و یا آش‌های مختلف استفاده کنید.[اسیدهای چرب ضروری را به رژیم غذایی‌تان اضافه کنید]

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 14:14  توسط یاور کلاس اول  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 17:58  توسط یاور کلاس اول  | 

روش جديد تدريس خواندن در کلاس اوّل دبستان

 

آموزش خواندن زبان فارسي در سال‌هاي قبل، «از جزء به کل» بود؛ يعني:

1- صدا يا آوا آموزش داده مي‌شد.

2- با تعداد صداهايي که ياد داده مي‌شد، کلمه‌هاي جديد ساخته و خوانده مي‌شد.

در روش جديد که بسيار روش خوبي است، آموزش از «کل به جزء» صورت مي‌گيرد:

1- ابتدا شکل کلّي کلمات در جلوي ديد دانش‌آموزان قرار مي‌گيرد.

2- با تکرار و تمرين، نحوه‌ي درست تلفّظ آن، آموزش داده مي‌شود.

3- آواهاي موردنظر، توسّط دانش‌آموزان در کلمه کشف مي‌شود.

4- به دانش‌آموزان، نوشتن آن آواها، آموزش داده مي‌شود.

اين روش با به فعّاليّت وا داشتن دانش‌آموز، باعث مي‌شود تا او خود به کشف صداها بپردازد و يادگيري در او تعميق شود. روش خواندن بر نوشتن مقدّم است و اين، مهم‌ترين چيزي است که ما از کودک مي‌خواهيم. به‌علاوه قوّه‌ي ابتکار معلّم در اين روش بسيار بالا است و مي‌تواند کلماتي بيش از کتاب در اختيار شاگرد قرار دهد

نقش معلّمان در آموزش خواندن چيست؟

1-     هر معلّم براي خودش ابتکاري براي تدريس دارد؛ يا به عبارتي به‌اندازه‌ي معلّمان دنيا روش تدريس وجود دارد.

2-     براي آموزش نوشتن، از بخش بعد درس فارسي، يعني نشانه‌ها شروع مي‌کنيم.

3-     به ياد داشته باشيم معلّم فقط بايد بچّه‌ها را راهنمايي کند.

4-     معلّم بايد از دادن پاسخ مستقيم بپرهيزد.

5-     معلّم بايد با روش‌هاي گوناگون، از بچّه‌ها سؤال بپرسد تا خودشان به جواب برسند.

6-     به هنگام فعّاليت گروهي آن‌ها، به کارشان نظارت کند

(منبع : وبلاگ هنر زیبای معلمی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1391ساعت 11:58  توسط یاور کلاس اول  | 

 

امروز می خوام چند تا روش برای آموزش هر چه بهتر الفبا در كلاس اول ارائه كنم. البته این مطلب رو هم ذكر كنم كه اكثر معلم های عزیز از این روشها استفاده می كنند. اگه نكته ای نیز مد نظر شما است، در قسمت نظرات همین پست مطرح كنید.

راهكار اول؛ ایجاد انگیزه

از مهمترین اصول به شمار می ره چرا كه، برای كاشت دانه باید ابتدا زمین را آماده ساخت. برای پذیرفتن مطالب جدید هم باید زمینه و انگیزه هایی را در فراگیران ایجاد نمود كه می تواند این كار به شكل های مختلفی صورت پذیرد مانند: آوردن یك وسیله به كلاس، استفاده از عكس و پوستر، طرح یك سؤال و ...

راهكار دوم؛ تهیه دفتر خلاقیت

نحوهﻯ تهیه این دفتر به این صورت هستش كه در جلسه دیدار با اولیا، از اولیای دانش آموزان می خواهیم كه یك دفتر 80 برگ برای دفتر خلاقیت انتخاب كنند و اون رو به صورت زیر آماده كنند:

هر نشانه ای كه تدریس می شه، از كاغذ رنگی برش می زنند و به دفتر خلاقیت می چسبونند. یك صفحه بعد تكه هایی از روزنامه ها رو می برند، برای اینكه دانش آموز راحت تر بخونه،بهتره كه بریده روزنامه از قسمت تیتر روزنامه باشه. در ادامه باید دانش آموز دور نشانه ای كه تدریس شده یك خط بسته بكشه.

راهكار سوم؛ تهیه كاردستی

می تونیم برای برخی از حروف بگیم تا دانش آموزان كاردستی درست كنند. مثلا برای تدریس درس "ﺳ،س" یك "سبد" با مقوا و چیزهای دیگه درست كنند. این كار علاوه بر ایجاد انگیزه در تدریس درس جدید، به بهبود حیطهﻯ مهارتی دانش آموزان نیز كمك می كنه. البته توصیه می كنم كه برای همه حروف از این روش استفاده نكنید، چون ممكنه بعضی از والدین شاكی بشن!!!

راهكار چهارم؛ تهیه متن توسط معلم

در این روش معلم ارجمند باید یك متن رو آماده كنه و از دانش آموزان بخواهد كه دور حروف مشخص شده خط بكشند. البته این كار رو می شه در جلسه دیدار با اولیا هم پخش كرد، تا دانش آموزان در خانه آن را حل كنند و در پوشه كار خود قرار دهند. در زیر یك نمونه متن آوردم:

 

از دانش آموزتان بخواهید تا دور نشانه های "ﺳ ، س" ، "د" و "ﺗ ، ت" خط بكشد. ( لطفا پس از تكمیل تمرین، آن را داخل پوشه كار قرار دهید.)

یكی بود، یكی نبود، غیر از خدا هیچ كس نَبود. غروب یك روز سَرد و پاییزی بود. علی كوچولو حوصله اش سَر رفت. دیگر نمی دانست چه بازی كند. مادَرش گفت: «گل پسر، قند عسل برو یك نقاشی زیبا بكش.»

علی خوشحال شد، دفتر نقاشی، مِداد سیاه و مِدادهای رنگی خود را در سَبَد كوچكش گذاشت، پشت پنجره رفت و همان جا نشست.

باد هوهو می كرد و لا به لای شاخ و بَرگ دِرَخت ها می پیچید. در این موقع یك بَرگ خشكیده همراه با باد پایین آمَد و روی دَفتر سفید علی كوچولو اُفتاد. علی وقتی آن را دید فهمید كه در مورد چه چیزی نقاشی بِكشد. با مِداد سیاه شكل بَرگ را توی دفترش كشید و بعد آن را با مِداد زرد رنگ زد.

نقاشی علی خیلی قشنگ شُد. علی آن را بَرداشت و با خوشحالی به اُتاق بَرگشت تا به مادرش نشان دَهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 12:7  توسط یاور کلاس اول  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1391ساعت 12:6  توسط یاور کلاس اول  | 

قصه‌ی کفشدوزک‌ها

قصه‌ی کفشدوزک‌ها,قصه‌ی کودکان,قصه های کودکانه

یکی بودیکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود. بابا کفشدوزک و مامان کفشدوزک با پسرشان خال خالی در جنگل سبز زندگی می کردند.مامان کفشدوزک کفشهای قشنگی درست می کرد.همه ی حیوانات جنگل مشتری کفشهای او بودند.بابا کفشدوزک هم کفش های دوخته شده را به  فروشگاه جنگل می برد و می فروخت.خال خالی کوچولو خیلی دلش می خواست مثل مادرش کفش بدوزد ولی پدر و مادرش به او می گفتند:«تو هنوز کوچکی و کار کردن برای تو زوده،تو حالا حالاها باید بازی کنی.»خال خالی کوچولو هم توی کارگاه ،پیش مامانش می نشست و کفش دوختنش را تماشا می کرد.

یک روز خبر خوشی توی جنگل پیچید،خبر عروسی خاله سوسکه.این خبر حیوانات را به فکر خریدن کفش و لباس نو انداخت.همه  دلشان می خواست با کفش و لباس نو در جشن عروسی شرکت کنند.باباکفشدوزک اسم حیواناتی را که کفش می خواستند نوشت و به مامان کفشدوزک داد تا برایشان کفش بدوزد.

مامان کفشدوزک چندین روز پشت سر هم کارکرد.آنقدر دوخت تا خسته شد اما برای تمام حیواناتی که کفش سفارش داده بودند،کفش دوخت.بابا کفشدوزک  تمام کفش ها را به حیوانات داد.آنها خوشحال شدند و از او و مامان کفشدوزک تشکر کردند.در جنگل سبز رسم بر این بود که هرکس برای دیگران کاری انجام می داد،آنها هم در مقابل برایش کاری انجام می دادند؛مثلاً برایشان خوراکی می آوردند.حیوانات جنگل آنقدر خوراکی برای بابا و مامان کفشدوزک آوردند که انبارشان پرشد.آنها از این موضوع خوشحال بودند ولی مامان کفشدوزک آن قدر کار کرده بود که خسته و بیمارشد و در رختخواب خوابید.خال خالی و بابا کفشدوزک هم مواظبش بودند تا حالش خوب شود.

سه روز بیشتر به عروسی خاله سوسکه نمانده بود که آقا و خانم هزارپا به سراغ مامان کفشدوزک آمدند و از او خواستند برایشان کفش بدوزد تا بتوانند با کفش نو در جشن عروسی خاله سوسکه شرکت کنند، اما وقتی دیدند او در رختخواب خوابیده و حالش خوب نیست،ناراحت شدند و رفتند.

فردای آن روز وقتی مامان و بابا کفشدوزک  از خواب بیدار شدند،دیدند یک عالمه کفش اندازه ی پای هزارپاها توی کارگاه کنارهم چیده شده است.آنها با تعجب به کفشها نگاه می کردند و نمی دانستند چه کسی آن همه کفش را دوخته است.اما وقتی در گوشه ی کارگاه خال خالی را دیدند که لنگه کفشی در دست دارد و خوابش برده است،فهمیدند کسی که کفش ها را دوخته،خال خالی بوده که تمام شب بیدار مانده و برای خانم و آقای هزارپا کفش دوخته است.آقای کفشدوزک خال خالی را بغل کرد و او را توی تختش گذاشت تا راحت بخوابد.مامان کفشدوزک هم استراحت کرد تا بلکه حالش زودتر خوب شود.باباکفشدوزک به خانه ی هزارپاها رفت و کفش های آماده شده  را به آنها داد.هزارپاها خیلی خوشحال شدند و به بابا کفشدوزک مقداری داروی گیاهی دادند تا به مامان کفشدوزک بدهد .باباکفشدوزک داروها را به مامان کفشدوزک داد.حال مامان کفشدوزک خیلی زود خوب شد و توانست همراه خال خالی و باباکفشدوزک در جشن عروسی خاله سوسکه شرکت کند.روزجشن عروسی،تمام حیوانات کفشهای نو پوشیده بودند و می رقصیدند.هزارپاها که فهمیده بودند کفشهای آنها را خال خالی دوخته،کفشهایشان را به دوستانشان نشان می دادند و می گفتند:« ببینید خال خالی کوچولو چقدر هنرمنده!این کفش ها را خال خالی دوخته.ببینید چقدر قشنگ دوخته،دستش دردنکنه،حالا مامان کفشدوزک یه همکار خوب و زرنگ داره و می تونه  برای همه کفش بدوزه.»مامان کفشدوزک و بابا کفشدوزک هم خوشحال بودند و به پسرشان افتخار می کردند.

آن روز حیوانات جنگل سبز به افتخار خال خالی و پدر و مادرش دست زدند و هورا کشیدند و از آنها تشکر کردند.خاله سوسکه هم دسته گل قشنگی را که توی دستش گرفته بود به خال خالی کوچولو هدیه کرد.

 

منبع:ترانه های کودکان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 17:53  توسط یاور کلاس اول  | 

داستان, داستان کلاغ و کبک, قصه کلاغ و کبک

کلاغه رفت کوه. کوه پُر از برف بود. یک کبک روی برف ها قدم می زد. کبکه خیلی قشنگ راه می رفت. کلاغه خوشش آمد. به کبکه گفت: « به من هم یاد می دهی مثل تو راه برم؟ »

کبکه گفت: « آره! ولی باید هر کاری من می کنم تو هم بکنی! »

کلاغه قبول کرد. کبکه بپر بپر کرد. کلاغه هم بپر بپر کرد. کبکه لی له کرد. کلاغه هم لی له کرد. کبک سرش را کرد زیر برف.

کلاغه هم سرش را کرد زیر برف. کبکه سرش را از زیر برف در آورد و رفت سر کوه کلاغه ندید. وقتی از زیر برف ها بیرون آمد شب شده بود. کبکه هم رفته بود.

 

منبع:nabatkoochooloo.blogfa.com


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 17:51  توسط یاور کلاس اول  | 

كمی بعد از آن كه پسر‌5‌ساله‌ام وارد مهدكودك شد، با یك عادت بسیار بد بازگشت. او به جای اینكه بگوید «مامان می‌شه یه كم به من آبمیوه بدی؟»می‌گفت «آبمیوه‌ام كوش؟» احساس می‌كردم دلم می‌خواهد سرش داد بزنم اما در عوض تمام سعی‌ام را كردم و زبانم را نگه داشتم. بعد از آنكه توانستم بر خودم مسلط شوم به او گفتم «این طرز صحبت كردن درست نیست. من این‌طور حرف زدنت را دوست ندارم و دوست دارم تو با من با احترام صحبت كنی.» بله، احترام. متاسفانه در دنیای این روزها دیگر مردم انتظار زیادی برای رفتار محترمانه از جانب دیگران ندارند اما خبر خوب این است كه والدین می‌توانند در این وضعیت بحرانی كودكان‌شان را طوری تربیت كنند كه مفاهیمی مانند مهربانی و محبت، رعایت كردن حقوق دیگران، راستگویی و قدرشناسی را بیاموزند. مهم‌ترین و تاثیرگذارترین روش برای آموزش كودكان به رفتارهای محترمانه هم این است كه والدین خودشان الگو باشند.

از تنوع استقبال كنید

بچه‌ها تمایل دارند به افرادی با ظاهری متفاوت با آنچه آنها به آن عادت دارند، زیاد توجه كنند؛ خواه رنگ پوستشان باشد یا نوع لباس پوشیدن‌شان. شاید هم در این حالت چیزی به آنها بگویند. هرچند این لحظات می‌تواند برای والدین خجالت‌آور باشد اما باید به آنها یاد دهید كه به تنوع احترام بگذارند؛ به این معنا كه فورا آنها را مورد نقد قرار ندهند. بسیار مهم است كه به او آگاهی دهید همه یكسان نیستند و این اصلا بد نیست. به این كنجكاوی فرزندتان به‌عنوان فرصتی برای آموزش او به منظور احترام به تفاوت‌‌ها نگاه كنید. بدون شك همینطور كه كودك بزرگ می‌شود، لازم خواهد بود كه به او تنوع فرهنگ‌ها و سنت‌ها را نشان دهید. برای این كار می‌توانید كتاب‌هایی را در اختیار او قرار دهید اما هیچ جانشینی برای تجربه‌های دست اول و واقعی وجود ندارد؛ بنابراین به او اجازه دهید محله‌ای را كه در آن زندگی می‌كند كشف كند، غذای عجیبی درست كند یا یك مراسم فرهنگی بزرگ مربوط به گروه خاصی را تجربه كند.

همانطور كه شما با آدم‌های جدید برخورد می‌كنید نه تنها درباره تفاوت‌ها، بلكه درباره تشابه‌ها هم باهم بحث كنید؛ برای مثال اینكه دختری كه روسری به سر دارد مثل دختر شما علاقه‌مند به اسكیت است یا اینكه چطور بچه‌ای كه در همسایگی شماست مانند پسر شما عاشق بستنی است. با احترام به دیدگاه‌ها و آموزش برقراری ارتباط با افرادی كه با آنها برخورد می‌كنند، بچه‌ها تجربه‌های جدید و هیجان‌انگیز را راحت‌تر می‌پذیرند و می‌خواهند كه دنیا را به‌عنوان مكانی برای بی‌‌نهایت كشف جدید نگاه كنند.

تشویقش كنید پیش‌داوری نكند

تربیت دیگران با احترام به این معناست كه شما فرصتی برای شناخت آنها پیدا و سعی می‌‌كنید بدانید آنها به كجا تعلق دارند؛ حتی اگر هماهنگی و هم‌عقیده شدن با آنها زود اتفاق نیفتد. والدین برای كودكان روشن می‌كنند كه آنها مجبور نیستند همه را دوست داشته باشند و همه هم قرار نیست آنها را دوست بدارند و این تا زمانی كه به دیگران فرصت داده شود بد نیست.

به كودك بیاموزید نداشتن پیش‌داوری نسبت به مسائل زندگی او را غنی می‌سازد و به او اجازه می‌دهد فعالیت‌های غیر معمول را كشف كند و راه‌‌های تازه‌‌ای برای یافتن چیزها پیدا كند. ابتدا او را تشویق كنید با افراد جدیدی مانند كودكی كه به‌تازگی همسایه شما شده، ارتباط بگیرد و در پی یافتن علایق مشترك با او بگردد. برخی اوقات بعد از گذراندن زمان با یكدیگر و شنیدن نظرات فرد دیگر، كودكان درمی‌یابند در مورد آنچه فكر می‌كردند، اشتراك نظر زیادی باهم ندارند. این را برایش روشن كنید حتی افرادی كه كودك شما با آنها ارتباط دوستی ندارد، سزاوار مهربانی هستند. كودكانی كه می‌فهمند بیش از یك راه برای انجام كارها و فكر كردن به آنها وجود دارد، در آینده راحت‌تر مسائل‌شان را حل می‌كنند.

مهارت شنیدن را آموزش دهید

با صرف وقت و توجه به كودك، این فرصت را به فرزندتان می‌دهید كه برای او ارزش قائل هستید. یكی از اساسی‌‌ترین راه‌های نشان‌دادن احترام هم همین است كه به طرف مقابل‌تان گوش دهید و برایش وقت بگذارید. اولین قدم، شنونده خوب بودن است. بهتر است هر چیزی را كه باعث حواس‌پرتی است دور بریزید و تماس چشمی برقرار كنید. به كودك خود یاد دهید كه به خودش مسلط باشد و وقتی شما صحبت می‌كنید به شما توجه كند؛ به همین ترتیب زمانی كه كودكتان نزد شما می‌آید تا با شما صحبت كند، باید سرتان را از روی كتاب بردارید و به او گوش دهید.

علاوه بر این به او یاد دهید كه یك خوش‌صحبت مودب باشد نه اینكه مدام وسط صحبت دیگران بپرد. او باید منتظر باشد تا نوبت حرف زدن او هم برسد. این كار را باید با بازی به كودك یاد دهید. اول با نبایدها شروع كنید؛ او می‌تواند نقش كسی را بازی كند كه مدام وسط حرف دیگران می‌آید. بعد بایدها را انجام دهید و مثلا آنقدر صبر كنید تا كسی كه صحبت می‌كند، حرفش تمام شود. از آنچه طرف مقابل درباره‌اش صحبت كرده از او سؤال كنید.

رفتار درست را از او بخواهید

محترمانه برخورد كردن به تنهایی، معنایی ندارد و باید مفهومی را هم كه به دنبال آن است، منتقل كنید. وقتی كودكی به‌ازای چیزی كه به او می‌دهید از شما تشكر می‌كند، باید بفهمد در اینجا یك تبادل دوطرفه در حال وقوع است كه به اصطلاح به آن «بده بستان» می‌گویند. وقتی این بده بستان عاطفی برقرار می‌شود او درنهایت می‌آموزد كه نباید تنها از همه دنیا توقع داشته باشد. حتی خردسالان هم می‌توانند از كلماتی مانند «متشكرم» و «خواهش می‌كنم» استفاده كنند در حالی‌كه از بچه‌های پیش دبستانی انتظار بیشتری می‌رود؛ مثلا این كه وقتی در حال گفتن «سلام» یا «خداحافظ» هستند، در چشمان افراد نگاه كنند. در این میان باید خودتان را آماده كنید تا برخی رفتارها را به آرامی به او یادآور شوید. وقتی فرزندتان كوچك است او را به بیان كلماتی مانند «ببخشید» یا «معذرت می‌خوام» عادت بدهید؛ نتیجه این است كه این رفتار دیگر در او نهادینه می‌شود اما برخی اوقات فقط اشاره كردن كافی نیست. اگر كودك‌تان را جایی بردید كه نیاز به رفتار خاصی داشت، مطمئن شوید كه متوجه آنچه از او توقع دارید شده است؛ مثلا اینكه قبل از آنكه برای غذا خوردن بیرون بروید، برخی رفتارها را با او مرور می‌كنید و به او این آگاهی را می‌دهید كه اگر رفتار مورد انتظار را نداشته باشد از رستوران خارجش می‌كنید. البته خودتان هم باید همراه او از رستوران بیرون بیایید، حتی اگر دلتان بخواهد بمانید.»

در مقابل بی‌ادبی صبور نباشید

رفتارهای زشت و حاضرجوابی، این روزها خیلی معمول و شایع شده و این باعث می‌شود فرزندتان زمانی كه به او می‌گویید وقت تماشای تلویزیون به پایان رسیده، در مقابل شما بایستد اما كودكی كه به خود اجازه می‌دهد با خانواده‌اش این‌طور صحبت كند، ممكن است به این باور برسد كه با دیگران نیز می‌توان بی‌ادبانه صحبت كرد؛ بنابراین بسیار مهم است كه والدین بلافاصله بعد از مشاهده چنین رفتارهایی واكنش نشان دهند. برایش روشن كنید كه مهم نیست او چقدر ناراحت است اما این اجازه را ندارد كه با كلمات نامناسب با فرد دیگری صحبت كند. سپس به او كمك كنید تا احساسش را بروز دهد. او باید از فعل اول شخص استفاده كند؛ مثلا بگوید «من عصبانی هستم» نه این كه بگوید «تو نمی‌فهمی.» برای تشویق او به این كار می‌توانید از او درباره احساساتش سؤال كنید. اگر او طعنه‌آمیز صحبت می‌كرد، بگویید «به نظر می‌آید ناراحتی. بهتره راجع به ناراحتیت صحبت كنیم» یا اگر بر سر برادرش فریاد می‌زد، بد نیست بپرسید: «به نظر میاد از دست من عصبانی هستی؛ می‌تونی بگی چی شده؟» به كودك خود راه‌های مثبت بروز احساساتش را یاد دهید. درضمن به او این فرصت را بدهید تا بداند در عین حال كه كاملا طبیعی است گاهی فرد ناراحت یا عصبانی باشد اما این دلیل محكمی برای این نیست كه به دیگران توهین كند یا بر سر آنها داد بزند. بدون شك كوچك‌ترها باید كنترل احساسات‌شان را یاد بگیرند و بتوانند بین چیزهایی كه احساس می‌كنند، تفاوت قائل شوند؛ بنابراین تعجب نكنید اگر مجبور شدید زمان زیادی را كار كنید تا بتوانید به فرزندتان كه زود از كوره در می‌رود یاد دهید بر احساساتش مسلط باشد. بخشی از آموزش كودكان برای احترام این است كه به آنها یاد دهید وقتی شما هم اشتباه می‌كنید عذرخواهی می‌كنید. این نشان می‌دهد بر رفتارتان مسلط هستید و خود را در برابر اشتباه‌تان مســــئول می‌دانید.

 

منبع:afkarnews.ir


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 17:47  توسط یاور کلاس اول  | 

مورچه بی دقت

 

قصه مورچه بی دقت

 

آن شب برف سنگيني باريده بود . همه جا سرد بود .موچي ( مورچه كوچولو ) و فيلو ( فيل كوچولو ) در خانه خوابيده بودند . بخاري كوچك آنها روشن بود اما نمي توانست همه خانه را گرم كند .

موچي گفت : " بايد يك فكري بكنيم كه خانه را گرم كنيم .

و بعد گفت : " يك فكر حسابي دارم . ما مي توانيم تمام شعله هاي اجاق گاز را روشن كنيم تا خانه گرم شود ."

فيلو گفت : " اما اين كار خطرناك است . مگر يادت نيست كه آقاي ايمني مي گفت هيچوقت اين كار را نكنيد ؟

 

 

قصه مورچه بی دقت

 

 

موچي گفت : آقاي ايمني در خانه گرمش خوابيده و نمي داند كه ما داريم از سرما مي لرزيم .

موچي اين را گفت و سراغ اجاق گاز رفت و همه شعله ها را روشن كرد .

كم كم خانه گرم شد ولي بوي گاز همه جا را گرفته بود .

موچي كه گرمش شده بود پنجره را باز كرد .


چند دقيقه بعد صداي زنگ در بلند شد . فيلو با تعجب در را باز كرد . آقاي ايمني پشت در بود .

آقاي ايمني گفت :" داشتم از اينجا عبور مي كردم ، ديدم توي اين سرما پنجره هايتان باز است، تعجب كردم . گفتم در بزنم و بپرسم اينجا چه خبر است ؟ ! "

فيلو گفت : " موچي سردش بود و اجاق گاز را روشن كرد تا خانه را گرم كند و حالا هم گرمش شده و رفته پنجره را باز كرده

 

قصه مورچه بی دقت

 

آقاي ايمني فرياد زد : " چي ؟ مگر اجاق گاز بخاري است كه با آن خانه را گرم مي كنيد ؟

اول اين كه گرم كردن خانه با شعله هاي اجاق گاز كار اشتباهي است . "

فيلو با سرعت دويد و گاز را خاموش كرد .

بعد آقاي ايمني ادامه داد : شما نبايد آنقدر خانه را گرم كنيد كه مجبور شويد پنجره ها را باز كنيد . هيچ مي دانيد اينطوري چقدر گاز هدر مي رود ؟


شما مي توانيد لباس گرم بپوشيد و يا جلو در و پنجره ها پرده هاي كلفت بزنيد تا گرماي خانه هدر نرود .

 

قصه مورچه بی دقت

بايد در زمستان جلوي دريچه كولر را بپوشانيد تا گرماي خانه هدر نرود .

فيلو با سرعت رفت و مقداري لباس آورد و به موچي گفت : اين لباسها را بپوش . من مي روم جلوي پنجره ها پرده بزنم



ساعتي بعد، پرده هاي پنجره زده شد . فيلو با يك تكه نايلن، جلوي دريچه كولر را هم پوشاند .

آقاي ايمني گفت : دوستان عزيز يادتان باشد موقع خواب شعله بخاري را كم كنيد و از پتو و لحاف مناسب استفاده كنيد .

آقاي اميني خداحافظي كرد و رفت . حالا خانه گرم شده بود و همه راحت بخواب رفتند .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 17:44  توسط یاور کلاس اول  | 

 اختلال بیش فعالی و کم توجهی   

   
اختلال بیش فعالی و کم توجهی، یکی از شایع ترین اختلالات دوران کودکی است که تقریبا ٥ درصد کودکان سنین مدرسه را تحت تأثیر قرار می دهد. ویژگی های عمده این اختلال شامل تحرک و فعالیت بیش از حد، تکانشگری و مشکل توجه و تمرکز می باشد. گرچه موارد فوق رفتارهایی است که تمامی کودکان، مواقعی آنها را نشان می دهند، اما کودکان بیش فعال به درجه ای علایم فوق را نشان می دهند که با عملکرد طبیعی آنها در منزل، مدرسه و ارتباط با همسالان و اطرافیان تداخل ایجاد می کند.
این کودکان به طور مکرر توسط والدین، معلمین و اطرافیان به دلیل رفتارهای ناپخته و تکانشی خود سرزنش می شوند که منجر به تأثیرات سوء بر اعتماد به نفس آنها می گردد.
اکثر اوقات زمانی این کودکان وارد مدرسه می شوند، تشخیص داده می شوند، در زمانی که از آنها انتظار می رود وارد عملکردهای منظم تر، سازمان یافته تر و پیچیده تر شوند و با همسالان خود وارد ارتباط موثرتری گردند.


اختلال بیش فعالی ـ کم توجهی در پسران شایع تر از دختران بوده و صرف نظر از سن تشخیص، شروع بیماری باید از قبل از ٧ سالگی باشد. این کودکان علاوه بر منزل، در مدرسه، مهدکودک و سایر مکان های دیگر مشکلات رفتاری گوناگونی از خود نشان می دهند.


علایم و مشخصات بالینی:


سه ویژگی عمده این اختلال عبارتند از:
۱) فعالیت و تحرک زیاد

۲) اختلال در توجه و تمرکز

رفتارهای تکانشی

۳) فعالیت و تحرک زیاد:


این کودکان اکثر اوقات در حال حرکت و جنب و جوش هستند و به نظر می رسد هیچگاه خسته نمی شوند. لحظه ای آرام و قرار ندارند. اگر قرار باشد لحظه ای بنشینند، مرتب وول می خورند، حتی در خواب نیز ممکن است بی قراری و وول خوردن آنها را ببینیم. بیش فعالی در سنین قبل از مدرسه بارزتر و مشخص تر است. آنها مرتب در حال دویدن، راه رفتن، بالا و پایین رفتن روی مبلمان و صندلی ها و ... هستند. در مهد کودک آنها نمی توانند روی صندلی آرام نشسته و تکالیف خود را انجام دهند، بلکه وسط کلاس این سو و آن سو می دوند.


● رفتار تکانشی:


به نظر می رسد اکثر کودکان بیش فعال، بدون آنکه به پیامد و نتیجه اعمالشان فکر کنند، دست به انجام کاری می زنند. گرچه آنها ممکن است بارها نتیجه منفی اعمال خود را ببینند ولی باز درس عبرت نمی گیرند و این موضوع از سوی والدین و اطرافیان به گونه ای تعبیر می شود که آنها لجباز و نافرمان هستند و رفتارهای آنها تعمدی و برای اذیت و آزار اطرافیان است. در حالی که مشکل اصلی آنها عمل کردن قبل از فکر کردن و سنجیدن آخر و عاقیت کار است.
کودکان بیش فعال در رعایت نوبت و انتظار کشیدن برای رسیدن به چیزی مشکل دارند، وسط صحبت دیگران می پرند و نمی توانند صبر کنند تا صحبت طرف مقابل به اتمام برسد. گاه به طور ناگهانی می دوند، می پرند و شی را پرتاب می کنند، دست والدین را رها کرده و وسط خیابان می دوند. در سنین بالاتر ممکن است نسنجیده حرفی زده و عملی را انجام دهند که از سوی اطرافیان ناپخته و بچه گانه و متناسب با سن و موقعیت رفتار نکردن تعبیر شود.

● مشکل توجه و تمرکز:


این کودکان نمی توانند روی یک محرک طبیعی که از اهمیت خاصی برخوردار است تمرکز کنند و حواسشان مرتب به محرک های بی اهمیت محیطی پرت می شود.
در نتیجه در کلاس درس نمی توانند حواس خود را به گفته های معلم بدهند. به نظر می رسد اصلا گوش نمی دهند و زمانی که باید به محتوای صحبت های معلم توجه کنند، مشغول انجام کار دیگری هستند یا با چیزی بازی می کنند. در دروسی مثل دیکته که نیاز به توجه و تمرکز بیشتری دارد، معمولاً مشکلات بیشتری را نشان می دهند. نمرات آنها متغیر است، در تمام کردن و به انتها رساندن تکالیف مشکل دارند و اکثراً انجام تکالیف آنها ساعت ها به طول می انجامد و انرژی زیادی از والدین صرف این موضوع می شود. ممکن است وسایل خود را گم کرده و یا در مدرسه جای بگذارند. اگر چند دستور همزمان به آنها داده شود، در به خاطر سپردن آنها ناتوانند.
این کودکان وقتی به سنین نوجوانی می رسند، به علت فراموشکاری به عنوان افراد بی حواس و سهل انگار از آنها نام برده می شود. در هنگام مطالعه و انجام فعالیت ها به فکر و رویا فرو می روند و نمی توانند کار خود را به پایان برسانند. افراد بی نظمی هستند که نامنظمی در اتاق، کمد لباس ها، میز تحریر، و ... آنها نمایان است.
موارد فوق سه مشکل اصلی است که در کودکان بیش فعال و کم توجه دیده می شود. گرچه ممکن است کودکی همه علایم فوق را نداشته باشد ولی مشکلات گوناگونی که کودک با آنها دست به گریبان است، تأثیر منفی بسزایی در ارتباط کودک با معلم، هم کلاسی ها، والدین و اطرافیان بر جای می گذارد. کودک مرتب از پیرامون خود پیام های منفی دریافت می کند، پیام هایی که شخصیت و اعتماد به نفس او را در هم می کوبد. همچنین بیماری باعث افت عملکرد تحصیلی کودک می شود و آینده تحصیلی و شغلی او را تحت تأثیر قرار می دهد.

● علت اختلال بیش فعالی - کم توجهی چیست؟


به نظر می رسد نمی توان پاسخ قطعی و دقیقی برای این سوال داد. نمی توان مانند بسیاری از بیماری های دوران کودکی ویروس یا میکروب مشخصی را برای آن پیدا کرد. احتمالاً تعدادی از عوامل مختلف در ایجاد بیش فعالی کودک درگیر می باشند.
مطالعاتی انجام شده که به بعد ژنتیک این بیماری اشاره دارند. کودکی که مبتلا به بیش فعالی است ٤ برابر بیشتر احتمال دارد که یکی از افراد خانواده او مثل او مشکل مشابهی را داشته باشد. اگر چه نقش ژن خاصی در این بین پیدا نشده است ولی مغز این کودکان تفاوت های ظریفی را در ساختار و عملکرد نشان می دهد و تأثیر داروهای معینی بر این کودکان نشانگر آن است که به نوعی ترکیب شیمیایی مغز این کودکان متفاوت است. گر چه ماهیت این تفاوت ها به خوبی مشخص نشده است. تبلیغات زیادی در مورد تأثیر غذاها و آلرژی غذایی به ویژه آلرژی نسبت به مواد افزودنی غذاها مانند رنگ ها و نگهدارنده ها در بیش فعالی وجود داشته است. نتایج تحقیقات مختلف نشان داده است که غذا موجب بیش فعالی نمی گردد، در نتیجه برنامه غذایی خاص نیز در درمان نقشی ندارند.
فرزند پروری بد و معیوب منجر به بیش فعالی نمی گردد، اما شیوه های تربیتی و پاسخ دهی والدین کاملا بر رفتار کودک تأثیر می گذارد، بسیاری از این کودکان مستعد اختلالات رفتاری گسترده ای هستند. بدیهی است روش های انطباقی موثر در پیشگیری از مشکلات رفتاری همراه موثر است.


●آینده این کودکان:


در برخی موارد مشکلات همراه با این اختلال در سراسر زندگی شخص ادامه می یابد. گرچه این کودکان در دوره بزرگسالی همه علایم مربوط به بیماری را ندارند و از پرتحرکی آنها کاسته شده است ولی مشکلات توجه و تمرکز و رفتارهای تکانشی آنها ادامه می یابد. در عده ای از این کودکان نیز با رسیدن به سن ١٢ سالگی علایم آنها بهبود می یابد و عملکرد طبیعی در حوزه های مختلف رفتاری، اجتماعی و تحصیلی پیدا می کنند. در کسانی که بیماری ادامه می یابد نیاز به ادامه درمان نیز وجود دارد. به نظر می رسد عمده مشکلات این کودکان با ورود به مدرسه آغاز می شود، مکانی که در آنجا انتظار نظم، انظباط، پیشرفت تحصیلی، ارتباط مناسب با همسالان، پیروی از دستورات معلم و انجام تکالیف مدرسه می رود. از آنجا که مطالعه، خواندن و نوشتن، گوش فرادادن به صحبت های معلم نیازمند تمرکز، توجه، قرار و آرامش کافی دارد و این کودکان در این زمینه ها مشکل دارند، در نتیجه درس خواندن برای آنها تبدیل به معضلی می گردد که به راحتی قابل حل نیست، ساعات انجام تکالیف درسی در منزل ساعات طولانی کشمکش بین والد و کودک است. کودکی که ساعت های زیادی را به بازی و فعالیت می پردازد، از نیم ساعت نشستن روی تکالیف درسی بیزار است. در کلاس درس زمانی که سایر دانش آموزان مشغول یادگیری مطالب جدید هستند و به صحبت های معلم گوش می دهند، آنها مشغول حرف زدن با بغل دستی، بازی کردن و یا ور رفتن با کتاب، مداد و سایر وسایل هستند.
افت درسی و عدم پیشرفت تحصیلی، آینده شغلی این کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد، از طرفی دیگر بزرگسالان شاغل با این اختلال، در شغل خود با مسایل و مشکلات بیشتری دست به گریبان هستند. اتاق کار آنها نامنظم و شلوغ است، برای شروع کار و به اتمام رساندن آن مشکل دارند، همیشه ممکن است کارهای زیادی را شروع کنند، اما نیمه تمام رها کنند، در نتیجه طرح های ناتمام در بین کارهای آنها زیاد دیده می شود، فراموشکار هستند و به قرارهای کاری خود دیر می رسند و از دید دیگران اینها افرادی بدقول هستند. امکان ابتلای به اضطراب، افسردگی، اختلال سلوک، اختلال ایذایی مقابله ای، سوء مصرف مواد، پرخاشگری و سایر اختلالات رفتاری در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی ـ کم توجهی در صورت عدم مداخله مناسب زیاد است.
رعایت نکردن نوبت، عدم رعایت قوانین بازی، عدم پیروی از دستورات، بر هم زدن نظم و رفتارهای تکانشی در این کودکان باعث می شود که ارتباط آنها با همسالان، والدین و بزرگ ترها تحت الشعاع قرار گیرد. آنها از جمع دوستان خود طرد می شوند و پیامهای منفی که مرتب از پیرامون خود دریافت می کنند، اعتماد به نفس این کودکان را لطمه می زند و آنها را مستعد افسردگی و اضطراب می کند.


● درمان:

بنا به دلایل فوق و دلایل بی شمار دیگر، اختلال بیش فعالی ـ کم توجهی باید درمان شود هدف از درمان کاهش علایم این بیماری است تا حدی که کودک آشفتگی کمتری را در زندگی روزمره خود متحمل گردد و عملکرد تحصیلی و ارتباطی کودک بهبود یابد. درمان این کودکان شامل دو دسته کلی درمان های دارویی و غیر دارویی است.

● درمان دارویی:


شایع ترین و موثرترین داروهایی که در درمان این اختلال به کار می رود شامل داروهای محرک (ایستمولایت) می باشد: مثل فنیدیت (ریتالین) و دکستروآمفتامین.
داروهای فوق در ٩٠-٧٠ درصد کودکان بیش فعال ـ کم توجه موثر است و باعث بهبودی علایم اصلی این اختلال می گردد، عملکرد تحصیلی و ارتباطی کودک را بهبود بخشیده و از اضطراب و نگرانی والدین می کاهد. این داروها ممکن است در بعضی از کودکان اثرات بی اشتهایی و کم خوابی ایجاد کند که نگران کننده نبوده و می توان با ترفندهای مناسب، این اثرات سوء را به حداقل رساند.
همانند سایر داروها، این دسته از داروها نیز ممکن است اثرات جانبی دیگری داشته باشند، در نتیجه تجویز آنان باید زیر نظر پزشک معالج و با تشخیص او صورت گیرد. در صورتی که کودک نسبت به این دسته از داروها عدم پاسخ درمانی مناسب نشان داد و یا دچار عوارض جانبی ناخواسته ای گردید که قابل تحمل نبود، داروهای دیگری وجود دارند که می توانند موثر باشند.

● درمان های غیر دارویی:


اکثرا همراه و در کنار درمان های دارویی استفاده می شوند. بیشتر بر اختلالات رفتاری همراه با بیش فعالی ـ کم توجهی موثرند و شامل درمان های شناختی، رفتاری و آموزش والدین می باشند. بدیهی آموزش والدین در مورد چگونگی بیماری فرزندشان، رفتارهای مثبت کودک، عدم بکارگیری شیوه های نا مناسب تنبیهی و ... بسیار می تواند هم برای کودک و هم برای خانواده او موثر باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 17:37  توسط یاور کلاس اول  | 

  بیش فعالی و کمی دقت کودکان (ADHD)   


   کود کان مبتلا به نوع اول بیش فعالی د ر توجه و د قت و تمام کرد ن کارها مشکل د ارند و کود کان حواس پرت و آشفته ای هستند . محققان د ریافته اند که این کود کان د ر انجام کارهای تحصیلی نیز مشکل د ارند .
د ر نوع بی توجهی کود ک بیشترین مشکل را د ر نگهد اری توجه و تمرکز دارد .   

         
   
   
   
● انواع بیش فعالی

۱) نوع غالباً بی توجه

۲)نوع غالباً بیش فعال (تکانشگر)

۳) نوع مرکب (ADHD)



کود کان مبتلا به نوع اول بیش فعالی د ر توجه و د قت و تمام کرد ن کارها مشکل د ارند و کود کان حواس پرت و آشفته ای هستند . محققان د ریافته اند که این کود کان د ر انجام کارهای تحصیلی نیز مشکل د ارند .
د ر نوع بی توجهی کود ک بیشترین مشکل را د ر نگهد اری توجه و تمرکز د ارد . به نظر می رسد که او هیچ توجهی به صحبت های طرف مقابل نمی کند ، د ر اتمام کارهایش حتی آن کارهایی که خود ش د وست د ارد ، مشکل د ارد ، به جزئیات بی توجه است، هنگام بازی یا انجام تکالیف تمرکز کافی ند ارد ، وسایل خود را مد ام گم می کند یا د ر خانه و مد رسه جا می گذارد . د ختران بیشتر از پسران به این نوع اختلال د چار می شوند .
د ر نوع پرتحرکی/ تکانشگری، کود ک بسیار پرتحرک بود ه وعمد تاً د ست به کارهای خطرناک از جمله بازی با وسایل برقی، بالا رفتن از د یوار یا کمد ها و ... می زند ، پرحرف است، رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان می د هد ، د ائماً می خواهد جلب توجه کند ، سرجای خود مد ام وول می خورد ، حرکت های بی جا از خود نشان می د هد ، با د ست هایش زیاد بازی می کند . برای انجام هر کاری عجله د ارد و همیشه د ر حال د وید ن است. این نوع اختلال بیشتر د ر پسران د ید ه می شود .

 
● همه گیر شناسی

به نظر می رسد این اختلال د ر ۳ تا ۵ د رصد از کود کان د ر سنین مد رسه رواج د اشته باشد ، پژوهش ها حاکی از آن است که پسران بیشتر از د ختران (نسبت ۳ به ۱ و یا ۵ به ۱) به این اختلال مبتلا می شوند . همچنین این اختلال د ر زایمان های اول به شرط پسر بود ن نوزاد (تاثیر جنسیت) و خانواد ه هایی که والد ین آن ها د چار مصرف مواد مخد ر، اختلال اجتماعی، اختلال بیش فعالی و ... هستند شایع تر است .

بعضی از مردم معتقدند که این کودکان باهوش اند، در مقابل برخی معتقدند که آنان از هوش کمتری برخوردارند. نتایج پژوهش ها نشان می دهد که این کودکان دارای هوش کمتری نیستند اما وجود برخی مشکل ها در عملکرد مربوط به توجه و تمرکز حواس باعث بروز مشکل در عملکرد هوشی این کودکان می شود. و اغلب این نگرش وجود دارد که این اختلال را ناشی از عوامل زیستی، آسیب مغزی یا وراثت بدانند، ۳ تا ۵درصد کودکان مبتلا به این بیماری هستند که در این میان پسرها سه برابر بیشتر از دخترها مبتلا می شوند.

● تاریخچه اختلال بیش فعالی


قدیمی ترین توصیفی که از بیش فعالی یا فزون جنبشی وجود دارد از پزشکی آلمانی به نام هاینریش هافمن در میانه سال های ۱۸۰۰ است. شکسپیر در یکی از شخصیت های داستانی خود در نمایش نامه «شاه هنری هشتم» به نوعی از این بیماری اشاره کرده است.

در ادبیات توصیفی کودکان با اختلال نارسایی بیش فعالی به نام برخی از افراد معروف برمی خوریم که نویسندگان آن منابع ادعا کرده اند که این افراد، به این اختلال مبتلا بودند. این ادعا براساس شرح حالی که از زندگی این افراد در تاریخ آمده انجام گرفته است بدون اینکه این ادعا را تأیید بکنیم نام برخی از این افراد را یادآور می شویم.
سقراط، موزارت، ناپلئون بناپارت، جمال عبدالناصر، نیوتون،الکساندر گراهام بل، چرچیل، هانس کریستین آندرسون، آگاتا کریستی ، بتهوون، لئوناردو داوینچی، گالیله، لئو تولستوی، ارنست همینگوی، شاهزاده چارلز، ونگوگ، ادیسون، بیل کلینتون، جرج بوش، جان کندی، جان راکفلر، بیسمارک، داروین، اینشتین، برناد شاو، پیکاسو.


● مشکلات بالینی اختلال بیش فعالی



در کودکان دارای این اختلال مشکل های بالینی به قرار زیرند:


تکانشگری(رفتار بدون تفکر)، کم توجهی و حواس پرتی، دچار اشکال هنگام بازی با کودکان، بی توجهی به حرف دیگران، مشکل در پیروی از دستورها، انجام کارهای خطرناک بدون آنکه به پیامد آنها فکر کند، رفتارهای آزارشی، نافرمانی و عدم همکاری، خودآزاری (کندن مو و پوست خود)، معمولاً برخوردار بودن از هوشبهر طبیعی(ناتوانی در انجام برخی کارها مثل تکلیف ها و یادگیری در مدرسه)، تصادف کردن به میزانی بیش از دیگران، داشتن عزت نفس پایین و احساس ناکامی، نشان دادن بسیاری از مشکل های خود حتی در خواب(تکان خوردن پیاپی و جابجا شدن)، داشتن مشکل های اجتماعی مانند گوشه گیری یا پرخاشگری، اختلال های زبان و گفتار، اختلال در خواندن و نوشتن، مشکل سازگاری در موقعیت های جدید، نارسائی های شناختی، اختلال های خلقی و افسردگی.


● سبب شناسی اختلال بیش فعالی


دانشمندان نمی توانند به طور قطعی مشخص کنند که علت اصلی اختلال نارسایی بیش فعالی چیست؟ تا کنون هیچ مدرکی که نشان دهد عوامل اجتماعی و روش های تربیتی عامل بوجود آمدن بیماری هستند ارائه نشده است و اکثر محققین علت بیماری را عوامل بیولوژیک دانسته اند. بنابراین می توان با اطمینان به والدین این کودکان گفت که بی جهت خود را مقصر ندانند و خود را سرزنش نکنند. با این وجود ممکن است عوامل زیر در ایجاد یا تشدید بیماری دخالت داشته باشند:


۱) عوامل طبیعی


مصرف سیگار و الکل در دوران بارداری ممکن است رابطه ای با ایجاد بیماری داشته باشد. مسمومیت با سرب نیز می تواند از علل این بیماری باشد. به نظر می رسد تماشای زیاد تلویزیون و بازی های کامپیوتری نیز در پیدایش آن دخیل باشند.


۲) صدمات و اختلالات مغزی
 
کودکانی که در اثر تصادف دچار صدمات مغزی می شوند گاهی علائمی مشابه اختلال بیش فعالی و کم توجهی بروز می دهند. قسمت جلویی مغز مسئول کنترل تفکر، رفتار و احساسات است و در استدلال کردن و حل مسئله نقش مؤثری دارد.


۳) تغذیه


شکر و چاشنی های غذا علائم بیماری را تشدید می کنند. برخی محققین معتقدند که حساسیت های غذایی، مسمومیت با فلزات سنگین، رژیم غذایی کم پروتئین، کمبود مواد معدنی، اسیدهای چرب ضروری، اختلالات تیروئیدی و کمبود ویتامین ها خصوصاً ویتامین های گروه B از عوامل خطر ایجاد اختلال بیش فعالی هستند. کمبود منیزیوم هم می تواند علائم روانی زیادی از قبیل افسردگی، اضطراب، بی قراری و تحریک پذیری ایجاد نماید به نظر می رسد که کودکان مبتلا به این بیماری دچار کمبود مواد معدنی مثل منیزیوم، روی و آهن باشند.


۴) ژنتیک
 
اختلال بیش فعالی کم توجهی اغلب در افراد یک فامیل دیده می شود ۲۵درصد بستگان نزدیک کودک، مبتلا به این بیماری هستند در حالی که شیوع این بیماری در کل جامعه ۵درصد است. مطالعه روی دوقلوهای همسان به شدت نقش ژنتیک را تأیید می کند. امروزه حتی می توان با بررسی ژن ها خطر ابتلای نوزاد را درآینده مشخص نمود.


۵) به هم خوردن توازن شیمیایی و عصبی

سلول های عصبی از خود موادی ترشح می کنند که در اندیشیدن، ذخیره و پردازی اطلاعات نقش مؤثری دارند یکی از این مواد ماده ای به نام دوپامین است. دوپامین در کودکان بیش فعال کم توجه به طور غیرطبیعی پایین است. محققین فکر می کنند که کم توجهی و مشکلات حافظه این بیماران به علت کم بودن مقدار این ماده در مغز است در ۶۰درصد این بیماران ژن های کنترل کننده دوپامین غیرطبیعی هستند. ماده دیگری که از سلول های عصبی ترشح می شود و در این بیماری اهمیت دارد استیل کولین نام دارد که در حافظه، توجه، هشیاری، ادراک، استدلال و قضاوت نقش دارد در این بیماران مقدار این ماده نیز غیرطبیعی است.


● توصیه هائی به والدین:


▪ پیش بینی برنامه منظمی برای فعالیت های روزانه کود ک مانند بید ار شد ن، بازی کرد ن و وعد ه های غذا
▪ آگاهی کود ک از قوانین خانه و د ر پی د اشتن عواقب د ر صورت رعایت نکرد ن
▪ نوشتن قواعد
▪ تقویت با پاد اش و تحسین رفتارهای خوب
هنگامی که به کود ک خود د ستوری می د هید ، آهسته و واضح صحبت کنید و به ساد گی سخن بگویید . بهتر است از کود ک بخواهید که د ستورات را تکرار کند .
▪ نظاره کود ک هنگام حضور د ر جمع د وستان
▪ بازخورد مثبت با کلام و د اد ن جایزه به واسطه تسلط بر مهارت های اجتماعی برای کود کان مبتلا به بیش فعالی
▪ تقد م تشویق بر تنبیه
▪ جد ا د انستن رفتار ناپسند کود ک از او
▪ نشان د اد ن مد اوم علاقه به او برای افزایش اعتماد به نفس کود ک
▪ ثبات و پاید اری د ر انتظارات خود از کود ک
▪ فاصله گرفتن از کشمکش
▪ همکاری نزد یک با مد رسه و آگاهی از پیشرفت تحصیلی کود ک
▪ ناد ید ه گرفتن تخلف های کوچک
▪ هر چقدر می توانید در مورد این بیماری بیاموزید هر چقدر بیشتر بدانید می توانید به کودکتان کمک کنید.
▪ مقررات مشخص و ساده ای برای کودکتان وضع کنید و به او بگوئید چه کاری می تواند انجام دهد.
▪ کودکتان را وقتی کار صحیحی انجام می دهد تشویق کنید.
▪ با سایر والدین که مشکل مشابه شما را دارند صحبت کنید در این تماس ها می توانید از تجربه و حمایت عاطفی آنها بهره مند شوید.
▪ مرتباً بامعلم فرزندتان در تماس باشید. رفتارهای کودکتان را در منزل به معلم وی اطلاع دهید و از رفتارش در مدرسه بپرسید.
▪ نیمکت یا صندلی او را کنار پنجره یا جایی که ممکن است باعث حواس پرتی او شود قرار ندهید.
▪ دانش آموزان با اختلال نارسایی بیش فعالی با روش های عملی بهتر یاد می گیرند تا با روش سخنرانی معلم.
▪ به آنها این روش را یاد بدهید که به خود بگویند «صبرکن! کمی بیشتر دقت کن! حالا انجام بده» این روش رفتاری تکانشی او را کاهش می دهد.
▪ او را در یک گروه کلاسی عضوکنید تا کارهایش را به صورت گروهی انجام دهد.
▪ او را زود به زود تشویق کنید او به پاداش های پیاپی در زمان کوتاه نیاز دارد.
▪ تماس چشمی خود را با او بطور مستمر حفظ کنید و او را زود به زود نگاه کنید.
▪ سعی کنید از رنگ ها به خصوص مواد دیداری (مثل نقاشی، مجسمه، عکس و فیلم) و مواد لمسی (مثل گچ، کاغذ، خمیر و مانند اینها) بیشتر استفاده کنید نتیجه بررسی ها نشان داده است که این دانش آموزان، در یادگیری از راه دیدن و لمس کردن وضعیت بهتری دارند.
▪ از حرکات دست و چهره و وسائل کمک آموزشی برای تدریس استفاده کنید.
▪ به محض شک به این اختلال، سریعاً کودک را به روان پزشک ارجاع دهید. هوشیاری شما در این زمینه می تواند آینده کودک را دگرگون سازد.
▪ تا حد امکان درس را مفرح تدریس کنید علاقمندی کودک به درس مانع تشدید کم توجهی او خواهد شد.
▪ در برخورد با این کودکان صبور و منعطف باشید.


● توصیه هایی به معلمان

▪ معلمان باید میزان عیب جویی و انتقاد از این د انش آموزان را تا حد اقل ممکن کاهش د هند .
▪ میزان توجهشان به این کود کان باید متناسب بود ه و کم و زیاد نشود .
▪ باید همکاری مد اوم و لازم را د ر برنامه اصلاحی کلاس د اشته باشند .
▪ ایجاد یک رابطه عاطفی بسیار سازند ه و مثبت بین معلم و د انش آموزان بیش فعال ضروری است.
▪ برقراری ارتباط میان مشاور مد رسه، مد یر، والد ین کود کان، روان شناس و روان پزشک کود ک موثر است.
▪ مسلماً تد ریس و آموزش به این د انش آموزان باید د ر موقعیت هایی باشد که توجه آن ها به معلم است.
▪ برای این د انش آموزان باید هر بار و د ر هر زمان فقط یک تکلیف تحصیلی تعیین کرد .


● توصیه هایی به بیش فعالان


▪ سعی کنید مرتب ورزش کنید
▪ به اند ازه کافی بخوابید
▪ با تمرین های آرام سازی، آرامش را به خود برگرد انید
▪ د ر صورت مصرف د ارو د ستورات پزشک را به د قت اجرا کنید
د ر صورت بروز عوارض د ارویی به پزشک خود اطلاع د هید و با او مشورت کنید .


● روش های درمان


آنچه بیشترین تاثیر را بر روند و تاثیر د رمان می گذارد ، تشخیص به موقع و زود هنگام اختلال و ارجاع سریع کود ک به پزشک متخصص است که امکان کاهش آسیب را فراهم می سازد .


▪ روان درمانی:


این درمان توسط یک تیم روان پزشک و روان شناس انجام می گیرد و در آن دو مسئله مورد توجه قرار می گیرد، یکی واکنش ها و رفتارهای فرد و دیگری تفکرات و نگرش هایی که علائم را تشدید می کند به بیمار یاد داده می شود که چگونه در شرایط مشکل زا واکنش ها رو رفتارهای خود را کنترل نماید با این شیوه درمان (رفتاردرمانی) واکنش هایی مثل خشم، افسردگی، و آسیب به خود تحت کنترل درآمده و کودک قادر خواهد بود ارتباط بهترین بین فکر و جسمش برقرار سازد. از سوی دیگر به بیمار نشان داده می شود که چگونه یک مدل فکری و یک نگرش، علائم بیماری را تشدید می کند و براثر آن بیمار بدون علت عصبانی یا مضطرب می شود و این حس منفی منجر به واکنش منفی می شود و در مجموع سعی می شود با این شیوه درمان، مهارت های ذهنی فرد در کنترل رفتار و برقراری روابط اجتماعی افزایش یابد.


▪درمان دارویی:


داروهایی که در این بیماری استفاده می شوند آمفتامین و ریتالین مشهورترین داروهای این گروه هستند. آمفتامین را برای کودکان بالای سه سال و ریتالین را برای کودکان بالای شش سال تجویز می کنند. عوارض داروها جزئی بوده و بستگی به دوز مورد استفاده دارند. شایع ترین عوارض این داروها کاهش اشتها، بی خوابی، اضطراب، تحریک پذیری، شکم درد و سردرد است اکثر این عوارض پس از چند هفته از شروع درمان از بین می روند.
در پایان لازم به ذکر است درمان کودک بیمار به تنهایی کافی نیست و لازم است خانواده او نیز آموزش های لازم را فراگیرند. یکی از راه های حمایت از خانواده، تشکیل گروه های حمایت گراست که از خانواده هایی که فرزندان بیش فعال کم توجه دارند، تشکیل شده است در این گروه خانواده ها در تاریخ مشخصی گرد هم می آیند و نسبت به مشکلات و دستاوردهایشان صحبت می کنند و از حمایت عاطفی و مشورت یکدیگر بهره مند می شوند بسیار مهم است که اولیا مدرسه و معلم کودک نی در جریان بیماری قرارگیرد. این مسئله به پذیرش کودک در محیط مدرسه کمک شایانی می کند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 17:27  توسط یاور کلاس اول  | 

                                                     كودك بي دقت من

به نظر شما كودكتان بي توجه و بي دقت است؟ علل بي توجهي و بي دقتي كودكان چيست؟  براي پاسخ به اين سوال ابتدا بايد علائم بي توجهي را دريابيم: - افراد بي دقت اغلب درتوجه به جزييات ناتوان بوده يا اشتباهاتي كه ناشي از بي دقتي در انجام تكاليف مدرسه، حرفه يا ديگر فعاليت هاست مرتكب مي گردند.  -اغلب درحفظ توجه در وظايف با فعاليت هاي توام با بازي داراي مشكلاتي است. اغلب به نظر نمي رسد. زماني كه با او مستقيم صحبت كنند گوش كند. - گاها تمامي راهنمايي ها و دستورها را اجابت نكرده، از به پايان رسانيدن فعاليت مدرسه، اعمال دشوار روزمره يا وظايف در محل كار، ناتوان است. -معمولااز درگير شدن در وظايفي كه مستلزم تلاش هاي ذهني است اجتناب كرده، متنفر بوده و يا بي ميل است. (همچون فعاليتهاي مدرسه و كارهاي منزل).  -اغلب وسايل خود را كه براي انجام وظايف و فعاليت ها، ضروري است گم مي كند (از جمله تكاليف مدرسه، مداد، كتاب، وسايل مورد نياز) -به آساني توسط محرك خارجي دچار حواس پرتي مي گردد. -درفعاليت هاي روزانه فراموش كار است. علل بي دقتي و بي توجهي علل بي دقتي دانش آموزان دركلاس متفاوت مي باشد. اما نتيجه آن به صورت يكسان در دانش آموزان نمايانگر مي شود. يعني بطور خلاصه كاهش دقت سبب عدم ارتباط مناسب ما بين معلم و دانش آموز مي گردد و در نتيجه يادگيري به نحو مطلوب صورت نمي پذيرد. از ديگر عوامل مي توان به موارد زير اشاره كرد: ¤در زندگي كودك مشكلات عاطفي وجود دارد. والدين خوشگذران بوده و به كودك توجهي نكرده اند. ¤همبازيهاي كودك بي توجه و بي دقت هستند. ¤دانش آموز از موضوعي در اضطراب مي باشد و مسئله اي اضطراب آور باعث مي گردد منتظر حادثه اي خاص باشند و اين عامل باعث برهم خوردن دقت و تمركز آنها روي موضوع مي گردد. ¤توقعات بيش ازحد خانواده به نسبت توانايي كودك.  ¤نداشتن برنامه نظم مناسب دركارهاي منزل و مدرسه.¤ جالب نبودن محرك (بسياري از مواقع مطلب طوري مطرح مي شود كه توجه دانش آموزان را به خود جلب نمي كند)¤ گاه كودك يا نوجوان به علت آنچه در درونش مي گذرد نمي تواند به موضوع يا مطلب آموختني توجه و دقت داشته باشد (درد دل - گرسنگي - نگران وضع مالي - نگران سلامت پدر و مادر و...) ¤وجود موانع و عوامل بازدارنده توجه (تصادف اتومبيل درخيابان - صداي بوق- ديدن يا شنيدن بازي دوستان درحياط مدرسه -شنيدن صداي بلند معلم از كلاس مجاور و...  ¤اضافه شدن كودك جديد به اعضاي خانواده و توجه بيش از حد به آن  دانش آموز بي دقت براي جلب توجه والدين و آموزگاران در امتحانات كتبي زود ورقه را تحويل مي دهند -نداشتن اعتماد به نفس در دانش آموز-تحرك و جست و خيز بيش از حد دانش آموز-علاقمند نبودن به معلم و مدرسهنبودن علاقه و انگيزه كافي-به مشاركت نگرفتن دانش آموز در امر تدريس و غير فعال نگاه داشتن او دركلاس عامل بسيار مهمي در كاهش دقت به شمار مي رود. شرايط بحران دوران نوجواني مي تواند عامل بي دقتي باشد يا بي دقتي را تشديد كند. در كلاس معيار و استاندارد مشخص وجود ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 17:21  توسط یاور کلاس اول  | 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ × مَلِکِ النَّاسِ × إِلَـهِ النَّاسِ × مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ × الَّذِى یُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ الَّناسِ × مِن الْجِنَّةِ وَالَّناسِ
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1391ساعت 14:24  توسط یاور کلاس اول  | 


از سوی انتشارات پیشگامان پژوهش‌مدار در تهران،  کتاب ۴۴ بازی خلاق برای کودکان پیش از دبستان که مستندسازی تجربه‌های زیستة یک پدر و مادر با فرزندشان در زمینة بازی‌های انجام‌شده با اوست، منتشر شد.
این کتاب ۱۶۸ صفحه‌ای مصور که دو فرم ۱۲ صفحه‌ای آن نیز تمام‌رنگی است، تألیف دکتر مرتضی مجدفر است و چاپ اول آن با شمارگان دوهزار نسخه و با کاغذ گلاسه به قیمت ۶۶۰۰۰ریال قیمت‌گذاری شده است.
کتاب با سخن کوتاه ناشر آغاز می‌شود. ابراهیم اصلانی، مدیرمسئول انتشارات پیشگامان پژوهش‌مدار که خود دانش‌آموختة روان‌شناسی تربیتی و مؤلفی نام‌آشناست، پس از توضیحی مختصر دربارة بازی‌های کودکان امروزی و اهمیت دادن پدرها و مادرها به کارکردهای آموزشی بازی‌ها، دربارة این کتاب می‌نویسد:
«نوشتن دربارة بازی‌ها از زاویة نگاه پدر یا مادری که با فرزندشان به بازی پرداخته‌اند‌ و اینک تجربه‌هایشان را از طریق کتاب حاضر با والدین دیگر به اشتراک می‌گذارند، فکر و ایدة جالبی است که شاید از همگان برنیاید. اصولاً تفکر نوشتن تجربه‌های عملی و مستندسازی آنها در کشور ما چندان رایج نیست. مستندسازی از کسی برمی‌آید که هم نسبت به رویداهای پیرامون خود حساس است و هم دستی در نوشتن دارد. دکتر مرتضی مجدفر از چنین ویژگی‌هایی برخوردار است و بارها توانمندی خود را در این زمینه نشان داده است. او که کتاب‌ها و مقالات متعددی با مضمون مستندسازی و مطالعة موردی دارد، این بار کار را به درون خانواده برده است و از موضوعی مستندسازی کرده که شاید دیگران به راحتی از کنار آن می‌گذرند.
این کتاب وجوه ارزشمند بسیاری دارد، از جمله:
- اهمیت و کارکردهای متنوع بازی‌ها را برای کودکان نشان می‌دهد؛ 
- نگاهی تجربی به بازی‌های کودکان دارد و حتی به‌نوعی می‌تواند راهنمای والدین در انتخاب بازی و اسباب‌بازی برای فرزندشان باشد؛
- می‌تواند حساسیت والدین را در مورد اهمیت دادن به بازی‌های فرزندشان تحریک کند؛
- نقش بازی‌ها را در تقویت خلاقیت، تخیل و عواطف کودک می‌نمایاند؛ 
- امیدواریم والدین دیگر را هم به مستندسازی تجربه‌هایشان ترغیب کند.»
سپس دکتر مرتضی مجدفر، مؤلف کتاب در مقدمه‌ای مفصل، دربارة چگونگی تولید ۴۴ بازی خلاق برای کودکان پیش‌دبستانی که او عنوان فرعی بهارنامه را نیز بر آن افزوده است، چنین می‌گوید:«در مجلة رشد آموزش پیش‌دبستانی، یادداشتی از من به چاپ رسیده بود. همسرم، آن را خواند و با هم در حال گفت‌و‌گو بودیم. او به من گفت: «مرتضی! تو که همة تجربه‌ها و سوژه‌های دور و اطرافت را در قالب مقاله و کتاب آماده و منتشر می‌کنی، چرا بازی‌هایمان با بهار را نمی‌نویسی؟!»
بهار فرزند دوم ما و متولد سال ۱۳۸۵ است و فرزند اولمان نگار، متولد ۱۳۶۹. تولد و سال‌های کودکی نگار، در حالی سپری ‌شد که من مشغلة فراوانی داشتم و علاوه بر مسئولیت اجرایی در آموزش‌و‌پرورش، در حال تحصیل در دورة کارشناسی ارشد هم بودم. از این رو، تربیت نگار، به طور عمده با همسرم بود. هم‌چنین اکثراً او بود که با نگار بازی می‌کرد و من سهم بسیار اندکی داشتم. اما بهار موقعی به‌دنیا آمد که فراغ بال بیشتری داشتیم. علاوه بر این، به غیر از من و همسرم، نفر سوم یعنی خواهرش هم ما را همراهی می‌کرد. بنابراین، بهار در محیطی رشد‌و‌نمو کرد که به‌طور دائم با او بازی می‌شد. شاید به جرئت بتوانم بگویم، برخی مواقع بهار به غیر از دو سه ساعت بازی با مادرش در طی روز، عصرها نیز با من یکی دو ساعت بازی می‌کرد و ما هر دو مجبور بودیم،‌ برای تنوع بخشیدن به بازی‌هایی که به اجرا گذاشته می‌شود، با اندکی تفکر، نمونه‌هایی را ابداع کنیم که در رشد بچه مؤثر باشد. به همین‌‌خاطر وقتی همسرم گفت بازی‌های بهار را بنویس، به هیچ‌عنوان تعجب نکردم و از او خواستم، این کار را به طور مشترک انجام دهیم.»
در ادامه مؤلف، قواعدی را که برای نهایی شدن ۴۴بازی مدنظر داشته‌اند، این‌گونه بیان می‌کند:
«با همسرم فهرستی از بازی‌هایی را که از بدو تولد با بهار انجام داده بودیم، تهیه کردیم و با در نظرداشتن این موارد، غربال‌های اولیه و نهایی را صورت دادیم و در نهایت بازی‌ها را در ۴۴مورد تثبیت کردیم:
* بازی‌های معمول و تکراری را که اغلب در همة خانه‌ها انجام می‌شود، از فهرست‌مان حذف کردیم. مانند خاله‌بازی، عروسک‌بازی، لی‌لی و...
*بازی‌هایی را که انجام آن‌ها به وسایل و ابزارهایی نیاز دارد و تهیة آن‌ها مستلزم هزینه‌ برای پدران و مادران است، از فهرستمان حذف شدند.
* بازی‌هایی که تقریباً شخصی است و حتی با توصیف و شرح کامل ماوقع بازی نیز، افراد دیگر نمی‌توانند آن‌ها را اجرا کنند، کنار گذاشته شدند.
* بازی‌های ویژة دورة نوزادی و بسیار خردسالی را کنار گذاشتیم و محدودة سنی خودمان را دو تا شش سال در نظر گرفتیم که بازی‌ها با عنوان کتاب یعنی ۴۴بازی خلاق برای کودکان پیش از دبستان همخوانی داشته باشد.
*بازی‌هایی که در اجرای آن‌ها به کتاب، مجلات و برخی منابع آموزشی خاص اشاره می‌شود (مانند بازی‌هایی که بر‌مبنای مجلة رشد کودک طراحی شده‌اند و چند بازی دیگر)، صرفاً به‌عنوان نمونه در نظر گرفته شدند و بنا را بر این گذاشتیم که در پیش‌گفتار یا در شرح همین بازی‌‌ها، به چگونگی تعمیم این قبیل بازی‌ها توسط پدران و مادران دیگر اشاره کنیم.
با در نظرگرفتن این پنج مورد و نکاتی دیگر، نگارش توصیفی و مستند‌کردن سناریوی هریک از بازی‌ها را آغاز کردم و در زمانی نزدیک به ۲۰ روز، کار را به پایان رساندم.»
مرتضی مجدفر، در ادامه برای کتاب ۵ ویژگی به شرح زیر فهرست می‌کند:
*‌ این کتاب، پژوهشی مبتنی بر تجربه‌های زیسته است (در این بخش، مؤلف به تجربه‌های ژان پیاژه و آرنولد گزل اشاره می‌کند و اهمیت یافتن پژوهش‌های کیفی نسبت به پژوهش‌های کمی در سال‌های اخیر را یادآور می‌شود. او می‌گوید: «ما تدوین‌کنندگان این کتاب، هیچ ادعایی در زمینة نظریه‌پردازی نداریم، پدر و مادری هستیم که صرفاً تجربه‌های زیستة خودمان در زمینة بازی‌های انجام‌شده با فرزندمان در فاصلة دو تا شش سالگی او را مستند کرده‌ایم.»)
* این کتاب، نوعی مستندسازی تجربه‌هاست.
* تجربه‌های مستندسازی ‌شدة این کتاب، قابل تعمیم است (مؤلف در این بخش، با توضیح روشی به نام الگوبرداری یا Benchmarking چگونگی تعمیم دادن یک تجربة مستندسازی شده را شرح می‌دهد).
* در این کتاب بازی حرف اول را می‌زند (به گفتة مؤلف، او بدون توجه به آداب و تقسیم‌بندی‌های رایج در میان کارشناسان بازی و بدون هیچ طبقه‌بندی خاصی، سناریوی ۴۴ بازی را به طور کامل همراه با برخی توضیحات مروری، علمی و عملی دربارة هر بازی به رشتة تحریر درآورده است).
* بازی‌های این کتاب، مبتنی بر برنامة درسی دورة پیش‌دبستان است (مؤلف معتقد است پدران و مادران و مربیان واحدهای پیش‌دبستانی از مهدهای کودک گرفته تا آمادگی‌ها، با اجرای این بازی‌ها، کودکان خود را در مسیر رشد براساس برنامة درسی دورة پیش‌دبستان قرار خواهند داد.)
 
بخش‌های گوناگون کتاب ۴۴بازی خلاق
کتاب ۴۴بازی خلاق، ساختاری چهار بخشی دارد که عبارت‌ است از:
* گشایش: در این بخش، سخن ناشر و گپ‌وگفت مفصل مؤلف با پدران و مادران، مربیان، مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش درج شده است.
* بازی‌ها: در این قسمت که اصلی‌ترین بخش کتاب است، سناریوی ۴۴بازی به همراه برخی توضیحات مرتبط با هر یک از بازی‌ها آمده است. در این بخش، هر جا که لازم شده است از منابع علمی متقن برای تأیید صحت کار طراحی و اجرای بازی‌ها سخن رفته است.
* ضمایم: در این بخش، یادداشت‌هایی که مؤلف و همسرش در چند سال گذشته دربارة فرزندشان در مجلة رشد آموزش پیش‌دبستانی نوشته‌اند، به همراه برخی پایگاه‌های اطلاعاتی مربوط به کودکان آمده است.
* منابع: در بخش چهارم و پایانی کتاب، منابع مورد استفاده و معرفی مؤلف و آثار و فعالیت‌های وی درج شده است.
 
چند ویژگی دیگر
* کتاب نثر سالم و روانی دارد و اصغر ندیری، ویراستار ادبی اثر به خوبی از عهدة کار خود برآمده است.
* گرافیک و صفحه‌آرایی کتاب چشم‌نواز و ساده است و صادق جمالی، گرافیست کار، علاوه بر بهره‌گیری از عنصر عکس، از سایر آیتم‌های گرافیکی، به‌ویژه از ترکیب رنگ در صفحاتی که ۴ رنگ بوده است، استفاده کرده است. طرح جلد نیز ساده و خلاقانه است.
* به غیر از مؤلف، تمامی اعضای خانوادة وی نیز در آماده‌سازی کتاب نقش داشته‌اند؛ به طوری که در شناسنامه، از فاطمه قائمی، همسر مؤلف به عنوان ناظر و از نگار مجدفر، فرزند ارشد وی در مقام عکاس نام برده شده است. ضمن این‌که بهار، که کتاب شرح بازی‌هایی است که با او انجام شده است، علاوه بر حضور در همة صفحات در قالب مطلب و عکس، با نقاشی‌های خود که آغازگر بخش‌های گوناگون کتاب است، حضور فعالی دارد.
 
نکتة پایانی
به نظر می‌رسد این کتاب برای همة پدران و مادران و مربیان واحدهای پیش‌دبستانی- از مهدکودک تا آمادگی- منبع خوبی باشد و نیز بتواند اطلاعات خوبی در اختیار همة کسانی که در معنی واقعی خود دوست‌دار کودک هستند، قرار دهد.
برای تهیة کتاب با شماره تلفن ۸۸۳۴۵۲۱۷-۰۲۱(انتشارات پیشگامان پژوهش‌مدار) تماس بگیرید.
هم‌چنین نمایندگی‌های مشهد (نشر دیانت ۸۴۴۴۵۶۳-۰۵۱۱)/ اصفهان (نشر نوشته ۲۲۲۶۴۴۵-۰۳۱۱)/ تبریز (نشر ارک ۵۵۵۴۲۶۹-۰۴۱۱)/ اورمیه (کتاب‌فروشی فضولی ۲۲۴۳۷۶۹-۰۴۴۱)/بناب (کتاب‌فروشی ایشیق ۸۹۵۱۰۶۵-۰۹۱۴) / زنجان (کتاب‌فروشی حکیم هیدجی ۵۲۴۶۰۰۷-۰۲۴۱)و  مغان(کتاب فروشی تراختور ۷۲۳۲۳۲۰-۰۴۵۲) توزیع کتاب را بر عهده دارند.    
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1391ساعت 14:9  توسط یاور کلاس اول  | 

راهنمای ورود به اول دبستان

راهنمای ورود به اول دبستان

۲۲۲نکته‌ی کاربردی برای آشنایی پدران و مادران با ویژگی‌های آموزش‌ در پایه‌ی اول ابتدایی


مؤلفان: دکتر مرتضی مجدفر .  ابراهیم اصلانی . دکتر لیلا سلیقه‌دار

ناشر: امرود  (۸۸۳۴۵۲۱۷  -۰۲۱) 

چاپ چهارم ۱۳۹۱ / ۱۶۰ صفحه خشتی / مصور- دو رنگ / ۵۰۰۰تومان

این کتاب جلد اول از مجموعه‌ي هفت جلدی کتاب‌ها‌ی راهنمای آموزشی امرود به شمار می‌رود که بعد از انتشار سه کتاب دیگر از همان مجموعه عرضه می‌شود. 

روان‌شناسان معتقدند آغاز مدرسه یکی از مهم‌ترین استرس‌های زندگی هر انسانی است. اگرچه امروز به مدد امکاناتی چون وجود دوره‌های پیش‌دبستانی، حضور انواع رسانه‌ها در زندگی مردم، گستردگی اطلاع‌رسانی و افزایش حساسیت پدران و مادران در مورد فرزندان، از شدت مشکلات مربوط به ورود به مدرسه کاسته شده است، اما به دلایل دیگری، هم‌چنان کلاس اول ابتدایی برای همه، اعم ازپدران و مادران، عوامل مدرسه و حتی خود کودک با اهمیت است. سطح تحصیلات والدین بالاتر رفته و به همان نسبت توقعات و انتظارات آن‌ها از زندگی، آینده و فرزندان تغییر یافته است. گسترش پدیده‌های تک‌فرزندی و کم‌فرزندی هم حساسیت والدین را در مورد آینده و سرنوشت فرزندشان افزایش داده است.

از طرف دیگر، همه به این نکته واقف شده‌ایم که « آغاز»ها چقدر مهم و تأثیر گذارند. یک آغاز خوب می‌تواند ضامن موفقیت باشد و یک آغاز بد یا ناقص، می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات بعدی باشد. اول دبستان، آغاز آغازهای مدرسه‌ای است و این یعنی، خشت اول!

همان‌گونه که برنامه‌هایی برای آماده‌سازی کودکان جهت ورود به اول دبستان اجرا می‌شود، باید تمهیداتی نیز برای آماده‌سازی والدین جهت همراهی مطلوب با فرزندانشان اندیشیده شود. به‌طور معمول، برای والدین و به‌ویژه آن‌هایی که اولین فرزندشان را راهی مدرسه می‌کنند، چندین هفته‌ یا ماه طول می‌کشد تا متوجه شوند که در چه موقعیتی قرار گرفته‌اند. بسیاری از والدین تا بجنبند، ماه‌ها گذشته است و آن‌ها با ناشی‌گری‌ها و خطاهایشان، برای خود و فرزندشان مشکلاتی به‌‌وجود آورده‌اند.

این کتاب برای والدین کلاس اولی‌هاست. اگر آموزگاران پایه‌ی اول می‌خواهند اولیای آن‌ها از ابتدا عاقلانه و منطقی رفتار کنند، اگر می‌خواهند سر‌رشته‌ی امور از دست‌شان در نرود و اگر می‌خواهند ‌آن‌ها با آمادگی کافی با مسایل فرزند کلاس اولی خود روبه‌رو شوند، این کتاب راهنمای بسیار مناسبی برای شماست. به‌ویژه در سال تحصیلی جاری که طرح همسوسازی برنامه‌ها و کتاب‌های درسی پایه‌ي اول ابتدایی با برنامه‌ی درسی ملی در شرف اجراست و اولیا ممکن است به دلیل تغییر کتاب‌های درسی، اندکی نگرانی داشته باشند، محتوای این کتاب می‌تواند یاریگر آموزگاران و اولیا باشد.

کتاب با هدف ایجاد آمادگی و آشناساختن والدین با مسایل کودکان کلاس اولی به نگارش درآمده است. مطالب کتاب در ۱۵ فصل تنظیم شده است. مؤلفان سعی کرده‌اند به تمامی ابعاد موضوع بپردازند و برای سهولت مطالعه، مطالب موردنظر را در قالب نکته‌هایی مجزا از هم ارائه کرده‌اند. کتاب به نوعی می‌تواند پل ارتباطی بین خانه و مدرسه هم باشد.

فصل اول، چکیده‌ای از روان‌شناسی رشد کودک ۶ساله است. فصل‌های دوم، سوم و چهارم به آمادگی‌ها و اقدامات اولیه‌ی والدین برای قبل از شروع مدرسه اختصاص دارد. فصل پنجم نکته‌هایی درباره‌ی جشن شکوفه‌هاست. فصل‌‌های شش، هفت و هشت به موارد متنوعی از مسایل آموزشی پرداخته است. فصل‌های نهم، دهم و یازدهم به مشکلات و اختلالات رایج این دوره مربوط است. فصل‌های باقیمانده‌ی کتاب هم نکته‌های خاصی را مطرح می‌کنند که هر یک به‌نوبه‌ي خود برای پدران و مادران اهمیت دارد.

مخاطب اصلی کتاب، والدینی هستند که فرزند آماده‌ی ورود به دبستان دارند. کتاب می ‌تواند برای آموزگاران، مدیران و معاونان مدارس نیز بسیار مفید باشد. پیشنهاد می‌شود مدیران مدارس با تدارک برنامه‌های آموزشی برای والدین، بر اساس محتوای کتاب حاضر آنان را در مسیر افزایش آمادگی و دانش همراهی کنند.

آموزگاران با مطالعه‌ی کتاب، هم می‌‌توانند با والدین همدل و هماهنگ شوند و هم دانش تربیتی خود را ارتقا دهند.

مطالعه‌ی کتاب به دست‌اندرکاران مسایل آموزش ابتدایی، کارشناسان دوره‌ی ابتدایی ادارات آموزش‌و‌پرورش، مربیان و مشاوران نیز توصیه می‌شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 13:38  توسط یاور کلاس اول  | 


* توجه نكردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس.

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان.

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تكالیف.

* تندنویسی تكالیف.

* استفاده از خودكار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

* آشنا شدن دانش‌آموزان در كلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در كلاس‌های بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ كند.

* خط نسخ  كتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند كلمه (محمد) اگر همین كلمه را دانش‌آموز با خط نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

* بی‌توجهی به هنر.

* خط نسخ روی كاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای كمتری اشغال می‌كنند.

* خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوسهای موجود در مفردات و كلمات صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل میكند و تأثیری در خوشنویسی ندارد.

* فشردگی برنامه كلاسی در یك نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه.

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد كوتاه و كاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه ابتدایی.

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نكردن هم شكلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

* تراكم بیش از حد شاگردان در كلاس و نداشتن فضای مناسب و كافی برای نوشتن.
* دادن تكالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی كودكان.

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و  آموزش آن.

* واكنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای كودكان است.

* دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان.

* ندانستن روش‌ و راهكارهای، خوشنویسی و اجرا نكردن تمرین‌های لازم.

* قرار دادن چپ دست و راست دست در كنار هم هنگام نوشتن.

* بی‌توجهی به زیبایی هنری خط كه باعث تقویت روح لطیف در كودكان می‌شود.

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تكرار و تمرین دانش‌آموزان.

 

راهكـــارهای رفـــع بدخطـــی

برای رفع بدخطی دانش‌آموزان، از سوی معلمان و پژوهشگران راهكارهای فراوانی معرفی شده است كه به ذكر برخی از آنها می‌پردازیم:

* در كلاس اول ابتدایی از مجرب‌ترین و علاقه‌مند‌ترین معلمان استفاده شود.

* تمهیداتی به عمل آید كه معلم درس اول بتواند در حین آموزش از ابزارهای سمعی بصری استفاده كند.

* معلمان با اصول صحیح نوشتن آشنا و دارای خط خوش باشند.

* برای معلمان در زمینه خط نستعلیق دوره‌های كارآموزی آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس از دیدن دوره‌های لازم، در كلاس حضور یابند.

* انگیزه آموزش خط زیبا به دانش‌آموزان در معلمان تقویت شود.

* معلمان در مورد خط بچه‌ها را توبیخ نكنند.

*‌معلم با رفتار خود در میان دانش‌آموزان تبعیض قایل نشود.

* با رسیدگی انفرادی به نوشته‌های كودكان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف كردن آن تمهیدات لازم اندیشیده شود.

* علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در كودكان تقویت كنند.

* به تفاوت‌های فردی و نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان توجه شود.

* مقدار تكالیف با توانایی كودكان تناسب داشته باشد.

* تكالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی كودك شود.

* تكالیف به گونه‌ای باشد تا تمرین و تكرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود.

* تكالیف به صورت مستمــــر مورد رسیدگــی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذكر استفاده كند.

* اهمیت انجام دادن تكالیف نوشتنی برای كودك مشخص باشد.

* از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، عالی، آفرین فرزندم و ... در تأیید نوشته‌های كودكان استفاده شود.

* هرگز نباید تكالیف دانش‌آموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین می‌برد.

* در نوع تكالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانش‌آموز ایجاد شود.

* بعضی اشتباهات دانش‌آموزان چشم‌پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد.

* هدف از نوشتن به صورت خط نستعلیق برای دانش‌آموزان روشن باشد.

* دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس توجه كنند.

* دانش‌آموزان به جهت‌های حركت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت كنند.

* كودك مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده كند.

* با رعایت نظم و پاكیزگی صفحه دفتر خود را كثیف نكند.

* زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یك اندازه نوشتن عادت كند.

* در آغاز نوشتن از دفاتر خط‌دار استفاده كند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد.

* دانش‌آموزان عادت كنند واژگان را یك‌سره و یك باره بنویسند و سپس نقطه‌های حروف هر كلمه را بگذارند.

* بهتر است تا زمانی كه شاگردان به درست نوشتن عادت كنند، تكالیف خود را در كلاس و زیر نظر مستقیم معلم انجام دهند.

* دانش‌آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین كنند و نوشتن كلمات و رونویسی مختص به كتاب نباشد تا درست نوشتن كلمات دیگر را نیز یاد بگیرند.

* از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانایی‌ها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی دانش‌آموزان اطلاعات كافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیزه‌های بدخطی ناراحتی‌های روحی  عاطفی و فرهنگی است.

*‌ یك رسم‌الخط یك دست و یكسان به خط ریز نستعلیق یا شبیه آن برای سال اول در نظر گرفته شود.

* كتب درسی با رسم‌الخط تلطیف شده خط نستعلیق چاپ شود.

* نگاه كردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خوش‌نویسی دارد. بنابر این بهتر است از پایه اول دانش‌آموز با این خط آشنا شود.

* به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود.

* از رسم‌الخط‌های تحریری برای تقویت مهارت دانش‌آموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرین‌هایی برای پر رنگ‌كردن كلمات تحریری، كپی كردن از روی آنها جهت تمرین، شبیه‌سازی به طور مستقیم از طریق نگاه كردن(مشق نظری) و عمل سایه‌زدن).

* برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر تأ‌كید شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 15:31  توسط یاور کلاس اول  | 


 

برخی از کودکان در حدود سن سه سالگی، تمایل شدیدی به دروغ گفتن دارند. به راستی علت آن چیست؟

متخصصین روانکاو علل مختلفی را در این امر مؤثر می دانند، دکتر کاپادونیا، رئیس بخش روان شناسی اطفال بیمارستان شهر میلان در این باره می گوید: «دروغگویی کودکان در این سن با دروغگویی بچه ها در سنین بالاتر کاملاً متفاوت است. کودکی که هنوز قادر به تشخیص واقعیت و خیال و رؤیا نیست، برای تجربه احساس شادی و غم به طور واقعی، خود را در دنیای خیالی که خودش آن را ساخته است، قرار می دهد. حتی گاه چنین کودکانی در هنگام تعریف ماجرای مرگ قهرمان ساخته ذهن خود ، زیر گریه می زنند.»

خلق داستان های تخیلی توسط کودک، نمایانگر قدرت خلاقیت ذهن او است، اما برخی از کودکان حتی پس از سه سالگی نیز همچنان به این کار ادامه می دهند.

محیطی که کودک در آن رشد می کند نقش بسیار مهمی در این مورد دارد. والدین که به هنگام تعریف چنین داستان های خیالی توسط فرزندشان، خود را محو شنیدن نشان می دهند و طوری وانمود می کنند که از شنیدن آنها واقعاً لذت می برند و برایشان بسیار جالب است، در واقع با این رفتار، کودک را تشویق به گسترش و توسعه دنیای تخیلی خود می نمایند.

والدین نباید در برابر دروغ های کودک خود را بی تفاوت نشان دهند، بلکه فقط شنونده باشند. زیرا این امر به نوعی موجب تشویق او به ادامه این کار است.حتی نباید طوری وانمود کنیم که گویی دروغ های کودک را باور کرده ایم. چنین عکس العملی او را به این نتیجه می رساند که از طریق دروغ گفتن می تواند به خواسته خود برسد.

اما عکس العمل منفی نباید نشان داد؛ مهم آن است که والدین با نهایت آرامش ، ذهن کودک را به سوی واقعیت سوق دهند و به او بفهمانند که این داستان ها همه حاصل خیالبافی های او است.

ترس، کمبود محبت، عدم احساس امنیت و تمایل کودک به محک زدن توانایی های خود، عمده ترین عوامل گرایش او به دروغگویی آگاهانه است.

ترس

در غالب موارد ترس تبدیل به وسیله ای دفاعی برای کودک می گردد. او با این که خود نیز می داند که دارد دروغ می گوید، برای آنکه تنبیه نشود و یا مورد سرزنش قرار نگیرد، چاره ای جز پناه جستن به دروغ ندارد. برای مثال کودکی که می داند اگر پدر و مادرش بفهمند که او جای خود را خیس کرده ، از دستش عصبانی می شوند، در مقام پاسخگویی علت خیس کردن رختخوابش را ریختن آب یا خرابکاری گربه بیان می کند؛ او در واقع با این دروغ می خواهد خود را از تنبیه شدن نجات دهد.

نیاز به محبت

احساس کمبود محبت و نیاز به ناز و نوازش، از عوامل عمده تمایل کودکان به دروغگویی است. بروز برخی از تغییرات در زندگی او، مانند به دنیا آمدن خواهر یا برادر جدید، رفتن به مهدکودک و یا هرگونه عامل جدایی دیگر از پدر و مادر، که باعث احساس کمبود محبت توسط کودک می شود، او را به سوی دروغگویی سوق می دهد. در واقع هدف کودک در چنین مواردی جلب توجه والدین به سوی خود است.


کودک می خواهد شخص دیگری باشد

در بسیاری از مواقع علت دروغگویی کودک ، سعی او در تغییر شخصیت خویش است. برای مثال در مهدکودک دائم برای همسن و سالان خود از عروسک های بسیار بزرگ و آنچنانی که دارد و یا آدمی آهنی که قادر به انجام کارهای خارق العاده است سخن می گوید و به اصطلاح مدام «خالی می بندد» تا از این طریق تعجب و حیرت آنها را برانگیزد. این کودکان معمولاً به افراد بزرگسال دروغ های دیگری تحویل می دهند.

مثلاً درباره کارهای زیادی که در طول روز مانند افراد بالغ انجام داده اند، صحبت می کنند. هدف آنان یا دفاع از شخصیت خود است و یا آرزوی نزدیکی به بزرگسالان و تقلید از کارهای آنها.

ممکن است علت دروغگویی کودک ، تمرین واژه هایی باشد که یاد گرفته است. تعریف کردن داستان های تخیلی از سوی کودک، می تواند روش برای بررسی چگونگی تسلط خود در استفاده از واژه ها و کلمه های مختلفی که آموخته است باشد. این امر به خصوص در حدود سن سه سالگی بیشتر به چشم می خورد. کلمات از نظر او مانند قطعات سازه های کوچک اسباب بازی اند و کودک با این روش قصد دارد از آنها جهت ساختن سازه هایی جدیدتر و پیچیده تر استفاده کند.

کودکانی که برای خود دوستی خیالی فرض می کنند

داشتن یک دوست خیالی ، یکی از رایج ترین دروغ های کودکان تک فرزند و آنهایی که همبازی همسن و سال خود ندارند، است. چنین کودکانی دائماً در مورد دوست خیالی خود سخن می گویند. مانند افراد واقعی برای او اسم انتخاب می کنند و گاه تا حدی پیش می روند که حتی از مادرشان می خواهند برای دوست خیالی آنها نیز غذا بکشد و دائماً در حال صحبت کردن با صدای بلند با او هستند. در چنین مواردی به والدین توصیه می شود برای فرزند خردسالشان یک همبازی پیدا کنند تا کودک از تنهایی در آید و نیازی به دوست خیالی نداشته باشد.

در چه صورت دروغگویی کودکان نگران کننده است؟

اگر کودک بعد از سنین پنج تا شش سالگی همچنان به دروغگویی خود ادامه دهد، می تواند جای نگرانی داشته باشد. والدین باید با بررسی علل توسل او به این امر، سعی در رفع کمبودهایی نمایند که در حقیقت عامل پناه جستن او به دروغگویی است. اما معمولاً کودکان در حدود شش تا هفت سالگی، از میزان دروغ های خود می کاهند. آنها در می یابند که دیگر دلیلی برای دروغ گفتن وجود ندارد و فقط در موارد نادر به چنین کاری متوسل می شوند.

والدین در برابر دروغ های مکرر کودک باید چه عکس العملی نشان دهند؟

از نظر دکتر کاپادونیا، دروغگویی کودکان در حدود سنین چهار تا پنج سال نگران کننده نیست و با گذشت زمان این مشکل رفع می شود. توسل به دروغ در این سن، تنها شیوه ای برای بیان افکار خود یا دفاع از خود است و کودک نباید مورد سرزنش قرار گیرد.

پدر و مادر باید الگوی مناسبی برای فرزندشان باشند

هنگامی که والدین به یکدیگر دروغ می گویند، در واقع به کودک می آموزند که تو نیز می توانی این کار را بکنی. شنیدن دروغ های افراد بزرگسال به هنگام صحبت با تلفن نیز همین اثر را روی کودک دارد. به یاد داشته باشید که کودکان در چند سال نخست پس از تولد، تمایل شدیدی به الگوبرداری از پدر و مادر و سایر اعضای خانواده خود دارند. ممکن است علت دروغگویی فرزندتان، رفتار خشن و عصبی شما به هنگام بروز اتفاقاتی مانند شکستن گلدان و نظیر آن باشد. در چنین مواقعی به جای تنبیه و دعوا کردن او، می توانید بگویید: «خیلی حیف شد که مثلاً اون گلدون شکست. من اونو خیلی دوست داشتم. اما به هر حال تو که تقصیر نداشتی، اتفاقی افتاد و شکست.» به این ترتیب کودک دیگر دلیلی برای ترس و در پی آن، دروغ گفتن نمی بیند و اگر بار دیگر اتفاق مشابهی رخ دهد به راحتی حقیقت را خواهد گفت.


ترس، کمبود محبت، عدم احساس امنیت و تمایل کودک به محک زدن توانایی های خود، عمده ترین عوامل گرایش او به دروغگویی آگاهانه است.

والدین نباید در برابر دروغ های کودک خود را بی تفاوت نشان دهند، بلکه فقط شنونده باشند. زیرا این امر به نوعی موجب تشویق او به ادامه این کار است.

حتی نباید طوری وانمود کنیم که گویی دروغ های کودک را باور کرده ایم. چنین عکس العملی او را به این نتیجه می رساند که از طریق دروغ گفتن می تواند به خواسته خود برسد.

اگر مثلاً فرزندتان می گوید: «مامان، من یک اژدهای بزرگ دیدم بعد... .» شما با حیرت و تعجب به داستان تخیلی او گوش دهید و بعد بگویید: « آفرین، قدرت تخلیل تو واقعاً قابل تحسینه، اما می دونی که اژدها اصلاً تو واقعیت وجود نداره و فقط تو قصه هاست، مگه نه؟»

کودکان دروغگو ، منزوی می شوند

اگر کودک در سنین بالاتر نیز همچنان به دروغ گفتن ادامه دهد و والدین هیچ تلاشی در جهت تصحیح رفتار او نکنند، دیگر راست و دروغ برای او تفاوتی نخواهد داشت و هر وقت دلش بخواهد به راحتی دروغ می گوید. هر چند اغلب کودکان به هر حال به نوعی دروغ می گویند اما معمولاً از کسی که بیش از حد خالی می بندد، خوششان نمی آید و ترجیح می دهند با او بازی نکنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 15:29  توسط یاور کلاس اول  | 

6راز شادابی کودکان

تربیت و پرورش کودکان امری است که هرگز به طور کامل انجام نمی شود، به گزارش اختصاصی "یک پارس"از ریدردایجست در اینجا چند روش ساده ذیل برای تربیت هر چه بیشتر بچه های شاداب می تواند به شما کمک کند.

1) با کودکانتان صمیمی باشید

البته صرف نظر از جزئیات خودمانی موضوعات بسیار خصوصی هم وجود دارد، اعتراف به اینکه شما هم گهگاه در برابر فرزندتان احساس عصبانیت، ناامنی یا خجالت می کنید. شما فقط پدر و مادر نیستید- انسان هستید. در این صورت نه تنها کودکتان به شما احساس نزدیکی بیشتری می کند، بلکه ممکن است در مواجه با مشکلات نیز احساس امنیت کرده و هنگام بروز موضوعات ناخوشایند آنها را برایتان بازگو کند.

2) محول کردن کار به کودکانتان

یک تحقیق در امریکا نشان داده است که کودکانی که کارهای محوله مانند نظافت، آشپزی و کارهای خانه را با پدرانشان انجام می دهند رفتار بهتر و دوستان بیشتری دارند. یک ویژگی اینکه، همسران این آقایان از نظر جنسی آنها را جذابتر می یابند.

3) با کودکانتان در پارک بازی کنید

تمام اعضای خانواده را در پارک برای یک بازی راگبی (یک نوع توپ بازی) جمع کنید. در این صورت نه تنها با هم تمرین می کنید زمانی را با خانواده تان خواهید بود.

4) شبها با اعضای خانواده بازی کنید

بازی ِ دو سه پایی (مسابقه ی دو ای که در آن هر دو نفر با یکدیگر می دوند، در حالی که پای راست یکی به پای چپ دیگری بسته شده است.)، بازی فرقونی و غیره ترتیب داده و اعضای خانواده ی همسایه تان را برای یک رقابت دوستانه دعوت کنید. این نوع بازیها مفرح و دوستانه بود و در نهایت برای قلب مفید است. 

5) با کودکانتان مهربان باشید

اگر کودکتان برای توجه بیشتری گریه می کند، بلافاصله پستانک را در دهان او قرار ندهید یا او را به گردش نبرید. در عوض او را در آغوش گرفته و با آرامش در اطراف اتاق راه بروید. بهتر است حرکتتان بسیار آرام باشد، این کار باعث می شود کودکتان به چیزهای تازه ای در اتاق معطوف شده و گریه نکند. در نتیجه کودک احساس امنیت بیشتر کرده ، شاداب تر می شود و در آینده بچه های سالمتری به بار می آیند.

6) تنظیم زمان شام 

آسایشی در دور هم جمع شدن اعضای خانواده در میز شام وجود دارد، شاید به دلیل اینکه سنت از بین رفته است. با این حال اغلب، وعده شام زمانی است که اعضای خانواده می توانند در یک مکان جمع شوند. از این زمان برای در میان گذاشتن اتفاقات روزمره استفاده کرده، برای تعطیلات آخر هفته برنامه ریزی کنند و از بودن در کنار یکدیگر لذت ببرند. تحقیقات نشان می دهد نوجوانانی که حداقل چندین بار در هفته با خانواده شان شام می خورند، کمتر سیگار می کشند و مواد مخدر مصرف می کنند و در امتحانات نتایج بهتری بدست می آورند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 15:25  توسط یاور کلاس اول  |